EvinVoice News & Music & Movies

ترور سردار حیدر براهویی در شهر خاش mohammad reza chavoshi rad

در حالی که وزارت اطلاعات مدعی است که مقتدرترین سازمان امنیتی در منطقه را داراست، سردار حیدر براهویی از معتمدان و ریش سفیدان طایفه براهویی به ضرب گلوله فرد یا افراد ناشناس در شهرستان خاش واقع در مرکز استان سیستان و بلوچستان کشته شد.

زمستان سال پیش نیز در حالی که نیروی زمینی سپاه پاسداران تنها دو هفته قبل رزمایشی در مناطق مرزی شرق برگزار کرده بود، امام جمعه شهر راسک در استان سیستان و بلوچستان در اثر یک حمله تروریستی کشته شد.

این در حالی است که در استان کردستان نیز طی سال گذشته چند ترور رخ داد و تاکنون کسی مسئولیت این ترورها را به عهده نگرفته است.

فرماندار و رییس شورای تامین شهرستان خاش گفت: براهویی از معتمدان ذی نفوذ محلی و همگام با سیاستهای نظام جمهوری اسلامی در تامین امنیت منطقه جنوب شرق کشور به شمار می رفت.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، علیرضا شهرکی افزود: متاسفانه وی بر اثر شدت جراحات وارده ناشی از رگبار گلوله فرد یا افراد ناشناس در دم فوت کرد و تلاش برای شناسایی ضارب یا ضاربان آغاز شده است.

وی ادعا کرد: اگر چه برخی طرفداران وی در اظهاراتی عجولانه و از روی تاثر و احساس وی را قربانی اختلافات طایفه ای می دانند اما هر گونه اظهار نظر قطعی در این رابطه تا روشن شدن تحقیقات دستگاههای مسوول، صحیح نیست.

در همین حال، به نوشته زاهدان پرس در خاش برخی از نزدیکان مقتول، قتل را به یکی از طایفه های خاش که چندین سال هست طایفه براهویی با آنها اختلاف دارد منتسب می کنند.

شهرستان مرزی خاش در ۱۸۰ کیلومتری جنوب زاهدان و در دامنه تفتان چهارمین قله بلند ایران قرار دارد.

 

وضعیت بهداشت در زندان اوین؛ از شیوع بیماری های واگیردار تا انتظار ۷ ماهه برای پزشک متخصص mohammad reza chavoshi rad

وضعیت رسیدگی بد پزشکی به زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین در ایام تعطیلات به وخامت گراییده به گونه ای که آنفولانزای شایع در این بند بطور کامل واگیردار بوده و بدون مداوا و درمان باقی مانده است.

به گزارش خبرنگار کلمه، بر اساس یک بررسی آماری در میان زندانیان بند ۳۵۰ در ۲ هفته گذشته و همزمان با تعطیلات آخر سال، حضور پزشک و اعزام به بهداری اوین، افت شدیدی پیدا کرده است و نبود دارو در بهداری عملا ویزیت بیماران را بی فایده کرده است.

این شرایط اضافه شده بر وضعیت بد رسیدگی به بیماران و انتظار طولانی برای ویزیت پزشک متخصص و خدمات تخصصی وضعیت اسفبار تری دارد. در حال حاضر برخی از افراد بیش از ۷ ماه است که در انتظار چشم پزشک و اپتیومتریست هستند.

بعد از انتظارات فراوان معمولا پزشک متخصص پس از حضور در بهداری با انبوهی از مراجعان از بندهای مختلف روبرو می شود و به همین دلیل عملا بیماران را به صورت سرسری ویزیت کرده و در نتیجه درمان موثری ارایه نمی دهد.

در بسیاری موارد زندانی مجبور است هزینه اقدامات تخصصی و درمانی تخصصی را شخصا بپردازد و در مورد زندانیان بند ۳۵۰ این موضوع باید با تایید دادستان صورت پذیرد، موضوعی که تقریبا فقط برای زندانیان سرشناس میسر است و سایر زندانیان از این امکان محروم می شوند.

به ویژه در مورد خدمات دندان پزشکی اوضاع وضعیت حادتری دارد چرا که خدمات دندانپزشکی ارایه شده از لحاظ رعایت استانداردهای بهداشتی در سطح بسیار پایین است که هزینه بالایی از زندانیان مطالبه می شود. به همین دلیل زندانیان گاهی ماه ها با دندان درد سر می کنند و عاقبت مجبور می شود به منظور گریز از احتمال ابتلا به بیماری های صعب العلاج، دندان خود را نزد دندانپزشک تجربی بهداری از فک خارج سازند و خدمات پر کردن و عصب کشی در بند ۲۰۹ زندان اوین توسط دندان ساز تجربی انجام می شود.

 

دادستانی تهران؛ چاه ویل نامه های بی پاسخ زندانیان سیاسی mohammad reza chavoshi rad

صدها نامه و مکاتبات زندانیان در بند ۳۵۰ هر هفته بی پاسخ می ماند و مقامات دادستانی بر خلاف آیین نامه ها و مقررات مربوط به زندان از پاسخ به نامه های زندانیان خودداری می کنند.

به گزارش خبرنگار کلمه، در حالیکه آیین نامه سازمان زندانها هرگونه مکاتبه زندانیان را صرفا از کانال مسوولان زندان مجاز می داند در هفته صدها نامه زندانیان که برای امور مختلف زندانیان نگاشته می شود، بی پاسخ می ماند.

این نامه ها که عمدتا به درخواست های مختلف برای رویت پرونده، ملاقات با وکیل، در خواست مرخصی، آزادی مشروط، وکالت نامه، ملاقات حضوری و …. باز میگردد در یک مسیر یک طرفه تعریف شده است و زندانی هرگز از نتیجه آن مطلع نمی شود مگر اینکه یکی از اعضای خانواده با پیگیری های شخصی پاسخ های معمولا منفی دادستانی را در پرونده زندانی رویت کند.

این در حالی است که بر اساس ماده ۵۷۴ قانون مجازات اسلامی هر مقام و مسوولی باید به درخواست ها و تظلمات شهروندان رسیدگی کند و خودداری یا ممانعت از پاسخ از ۲ ماه تا ۲ سال محکومیت را در پی خواهد داشت.

در بند ۳۵۰ همچون بندهای دیگر صندوق هایی برای مکاتبه بدون نیاز به پاسخ به نویسنده وجود دارد همچون صندوق حقوق شهروندی، اطلاعات، حفاظت، ارتباط با مسوول بازداشتگاه و زندان و …. اگرچه قفل این صندوق ها نیز سال به سال باز نمی شود تا احیانا به شکایت ها و تظلمات زندانیان رسیدگی شود و این در حالی است که برابر ماده ۱۹۱ قانون زندانها این صندوق ها باید هفته ای یکبار تخلیه و مورد رسیدگی قرار گیرد.

کار برای زندانیان شهرستانی سخت تر است به این دلیل که معمولا کسی را برای پیگیری در خواست ها و امور قضایی خود در تهارن ندارند و با این حال …….. مکاتبات زندانیان همچون درخواست ها به مراجع قضایی مطابق آیین نامه خیلی سریع رسیدگی می شود و به مراجع مربوطه ارسال می شود و این موضوع نشان می دهد مکاتبات زندانیان وسط مسوولان بند ۳۵۰ مورد رسیدگی قرار می گیرد ولی از آنجا که تمامی امور زندانیان سیاسی از حوزه اختیارات رییس زندان و دادیار ویژه زندان خارج و در اختیار دادستانی قرار گرفته است، دادستان تهران بر خلاف الزامات قانونی خود را پاسخگوی درخواست های مشروع و قانونی زندانیان نمی داند.

در ایام قبل از نوروز تمامی درخواست های مرخصی زندانیان، درخواست عیادت از پدر و مادر در حال احتضار رضا شهابی و اصغر محمودیان و همچنین درخواست حضور بهمن صادقی نور برای حضور در بیمارستان و عیادت همسر، دکتر اسدالله اسدی برای عمل چشم و ده ها درخواست دیگر بی پاسخ ماند و سرنوشت پاسخگویی به این درخواست ها همچون هزاران نامه بی پاسخ زندانیان به دادستانی که بایگانی راکد محسوب می شود ارسال شد.

 

اسماعیل برزگری، زندانی سیاسی دچار خونریزی معده شد mohammad reza chavoshi rad

اسماعیل برزگری که از سی روز قبل تاکنون در اعتصاب غذا بوده است، پنج شنبه شب دچار خونریزی شد و از بند ۳۵۰ به بهداری اوین منتقل شد تا تحت درمان قرار گیرد.

به گزارش خبرنگار کلمه، این زندانی سیاسی سی روز است که برای نقض حکم خود اعتصاب غذا کرده است. اتهام وی جاسوسی و اجتماع و تبانی است و به ۷ سال زندان در دادگاه بدوی محکوم شده است.

هم اینک پرونده او در دادگاه تجدید نظر قرار دارد و از دیگر علل اعتصاب غذای او نحوه دادرسی و دادگاه او بوده است. برزگری تا کنون ۵ بار اعتصاب کرده است و این ششمین باری است که اعتصاب غذا کرده است.

او به علت این اعتصاب غذا پیش از شروع فروردین ماه برای ۲۰ روز به انفرادی فرستاده شد و چند روزی است که به ۳۵۰ بازگشته است.

 

مفاد پیام اوباما به آیت‌الله خامنه‌ای که اسرائیلی‌ها آن را فاش کردند mohammad reza chavoshi rad

یک روز پس از آنکه اعلام شد اردوغان حامل پیامی از اوباما برای آیت الله خامنه ای بوده است، مفاد این پیام به رسانه ها درز کرد.

سایت تابناک این پیام را در شش محور و به نقل از پایگاه اینترنتی «دبکا فایل» که آن را «وابسته به محافل اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی» خوانده، گزارش کرده است.

اگر خبر سایت منتسب به دبیر مجمع تشخیص مصلحت درست باشد، به نظر می‌رسد محافل اسرائیلی نگران نتایج مذاکرات پنهان و آشکار اخیر بین ایران و آمریکا هستند و اکنون با افشای مفاد پیام اوباما به رهبری، سعی دارند به شکلی بر این مذاکرات تاثیر بگذارند.

مذاکراتی از این دست که اکنون یک نمونه از آن فاش شده، در حالی به شکل پنهانی و پشت پرده در جریان است که رسانه های وابسته به حاکمیت در ایران، با نوعی ظاهرسازی به نفی مذاکره با آمریکا می پردازند و حتی سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی در این باره را نیز بهانه ای برای حمله به وی قرار داده اند.

بر اساس این گزارش، شش محور پیام اوباما به آیت الله خامنه ای که در سایت وابسته به محسن رضایی، به نقل از منبع اسرائیلی منتشر شده، بدین شرح است:

 

1 ـ تهران باید با ورود به مذاکرات نشان دهد که به طور جدی و واقعی، آماده توافق بر سر برنامه هسته‌ایش است.

۲ ـ وجود دیدگاه منفی [نسبت به مذاکره با آمریکا] در طرف ایرانی، موجب شده اوباما تلفیقی از گفت‌وگوی پشت پرده و مذاکره دیپلماتیک رسمی را درباره ایران به کار ببرد. اوباما از اردوغان خواسته به رهبر ایران اطلاع دهد که در صورت موافقت ایران، رؤسای جمهور روسیه و چین نیز با در پیش گرفتن این رویه موافق خواهند بود.

۳ ـ هر گونه مصالحه‌، نیازمند این است که ایران توقف ـ و نه از میان بردن ـ همه جنبه‌های برنامه هسته‌ای خود را تا زمان رسیدن به یک توافق بپذیرد. نباید هیچ پروژه جدیدی آغاز شده و گسترش فعالیت‌ها باید متوقف شود؛ برای نمونه، سانتریفیوژهای فعال در «فردو» نباید توسعه پیدا کنند، تحقیق درباره سلاح هسته‌ای و ساخت مدل‌ها نباید انجام گیرد و ارتقای اورانیوم با غنای ۵/۳ درصد به غنای ۲۰ درصد باید متوقف شود.

۴ ـ اوباما از اردوغان خواسته یک پیام خصوصی را به رهبر ایران انتقال دهد: اینکه وی به شدت تحت تأثیر سخنان رهبر ایران درباره عدم استفاده ایران از سلاح هسته‌ای قرار گرفته است. همچنین درباره بخش دیگری از سخنان ایشان که در حرم امام رضا (ع) ایراد شده بود و طی آن رهبر انقلاب بر این نکته تأکید کرده بودند که اگر آمریکایی‌ها گمان می‌کنند، می‌توانند با تهدیدات ملت ایران را نابود کنند، اشتباه بزرگی مرتکب شده‌اند، اوباما پاسخ داده که نه وی و نه آمریکا، به هیچ وجه چنین قصدی ندارند.

۵ ـ تهران باید لحن ضدآمریکایی موجود در سخنرانی‌ها و نشریات را تغییر داده و از خطاب کردن آمریکا با عنوان دشمن و شیطان بزرگ خودداری کند. در این رابطه، اوباما خواسته لحن سیاستمداران و رسانه‌های ایران درباره آمریکا به یک لحن مثبت تغییر پیدا کند.

۶ ـ از اردوغان خواسته شده تا استراتژی رئیس‌جمهور آمریکا را در راستای برقراری ارتباطی نزدیک میان تغییر در سیاست خارجی آمریکا در مورد ایران و برنامه هسته‌ایش از یک طرف و بحران سوریه از سوی دیگر برای طرف ایرانی توضیح دهد. این امر می‌تواند در رهیافت اوباما برای جلوگیری از مداخله نظامی در سوریه به وی کمک کند. اوباما بر این باور است که ائتلافی متشکل از واشنگتن، مسکو، پکن، تهران و سازمان ملل برای حل بحران سوریه، می‌تواند به همان نسبت در حل مناقشات بر سر برنامه هسته‌ای ایران نیز موفق باشد.

مماشات با استبداد به بهانه دموکراسی mohammad reza chavoshi rad

دموکراسی می خواهد آزادی های مدنی و اجتماعی را به مردم جوامع اهدا کند. دموکراسی می آید تا همگان در سایه آن از حقوق برابر برخوردار باشند فارغ از آنکه چه دینی، اعتقادی و نگرشی دارند، صرف نظر از آنکه به چه زبانی سخن می گویند و در کدام منطقه جغرافیایی ساکن هستند. نا گفته پیداست تا زمینه های ظهور این پدیده انسانی فراهم نشود، جامعه از شر استبداد رنج خواهد برد. حکومت های مستبد معمولاً در جوامعی حق حیات می یابند که مردم را با حکومت کاری نیست به عبارت دیگر وقتی مردم به آگاهی های سیاسی و اجتماعی نرسند و حقوق خود را را مطالبه نکنند، ظهور و بروز دموکراسی برایشان تنها یک رویا خواهد بود، رویایی که هیچ گاه به واقعیت نمی پیوندد. 

       

                                                         مماشات با استبداد به بهانه دموکراسی 


 بسیاری از جوامعی که به بلوغ سیاسی و فکری می رسند در پی گرفتن حقوق مسدود شده خود بر می آیند اما از آنجایی که کفه قدرت، سنگین تر است برای تحقق آزادی، خون ها ریخته می شود. نمونه چنین رفتاری در  یک سال گذشته در سوریه قابل مشاهده بوده است. وقتی بشار اسد بر صندلی پدر، در سوریه تکیه زد، به مردم نوید داد که اصلاحاتی در راه است، او در انگلستان درس خوانده و با دنیای مدرن و الزامات آن آشنا بود به همین  دلیل مردم به او اعتماد نمودند، اما او نیز در نهایت به راه پدرش حافظ اسد رفت. مردم که پس از سال ها به ستوه آمده بودند و وعده های داده شده را محقق نیافتند به خیابان ها آمدند و تحقق آن وعده ها را مطالبه کردند. در مقابل حکومت بشار اسد آنها را تروریست و از عاملان بیگانگان بخصوص آمریکا خواند و همین اتهام بهانه مناسبی برای قتل عام به شمار می آمد. اسد پس از کشتن چند هزار نفر در میانه کشتارها و به سبب گسترش موج مخالفت ها و نیز فشار دولت های دیگر، قول انجام اصلاحاتی را داد که باز نتیجه اش به نفع او رقم نخورد. هرچند رفراندم برگزار شده توسط اسد توانست برای مدت کوتاهی اذهان را منحرف سازد، نتیجه آن خشم ها را بیشتر برانگیخت.

نکته جالب آنکه حکومت سوریه در سرکوب مردم همان توجیه دولت جمهوری اسلامی ایران را در وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 داشت. نظام ایران نیز مردم را بازیچه و فریب خورده بیگانگان بخصوص آمریکا خواند و از تریبون های مختلف جنبش اعتراضی سبز را به دریافت کمک های مالی از آمریکا متهم ساخت. اتهام همکاری آمریکا با نهضت های مردمی در حالی از سوی حکومت های مستبد ایران و سوریه به مردم زده می شود که متاسفانه دولت فعلی آمریکا بنا را بر مماشات و انعطاف نهاده و در میدان عمل کاری برای حمایت از جنبش های مردمی به عمل نیاورده است. در واقع حکایت مردم سوریه و ایران حکایت «آش نخورده و دهان سوخته است.»

امروز نه تنها بر خود این حکومت ها بلکه بر مردم دنیا نیز آشکار است که اتهام همکاری آمریکا با نهضت های آزادی خواه مردم ایران و سوریه قصه ای بیش نیست زیرا در صورت وجود چنین حمایتی، بساط مستبدان می بایست تا به امروز برچیده می شد. امروز بیش از یک سال از کشت و کشتار مردم در سوریه می گذرد اما سیاست انعطاف و مماشات باراک اوباما بیشتر از آنکه به مردم آزایخواه کمک کرده باشد آب به آسیاب حکومت های مستبد ریخته و به ماندگاریشان یاری رسانده است.

در نظر من انعطاف بیش از اندازه گاه طرف مقابل را گستاخ تر می سازد و او را با قدرت بیشتر روانه میدان می کند. وقتی دولت اسد می داند دولت های غربی تنها به حرف بسنده می کنند، با داخلی جلوه دادن مشکل موجود به سرکوب بیشتر مردم می پردازد. در این میان هرچند نقش روسیه و چین با حمایت از سوریه در سازمان ملل، در سرکوب مردم انکار ناشدنی و نابخشودنی است، نباید و نمی توان بی ثمر بودن سیاست مماشات و گفتگو را هم در این قتل عام ها از یاد برد. شاید اغراق نباشد اگر بگویم حمایت های منفعت طلبانه روسیه و چین از سوریه یکی از دلایل مهم هدایت کشورهای غربی به گفتگو و مماشات با دولت اسد بوده است.

البته پیش از سوریه این سناریو به شکل مشابه با اختلافاتی جزئی در کشتار مردم ایران به دست نظام جمهوری اسلامی، پس از انتخابات سال 1388 تکرار گردیده بود. در آن زمان در حالیکه مردم ایران نیاز به حمایت های دولت های غربی از جنبش آزادی خواهی خود داشتند، آنها تنها به محکومیت اعمال دولت ایران بسنده نموده و حتی در جهت حل مشکل و باز کردن باب گفتگو کوشش هایی کردند برای مثال باراک اوباما به رهبر ایران نامه نوشت. چنین کاری در میانه مبارزه مردم، بازی با احساسات کسانی بود که به خیابان ها آمده بودند و حق خود را می طلبیدند.     

دولت باراک اوباما باید از خود می پرسید نتیجه مذاکرات غرب بر سر ماجراهای هسته ای ایران تا کنون چه بوده است و به تبع آن نتیجه نامه نگاری به رهبر ایران در میانه اعتراضات مردمی چه می تواند باشد. به نظر من انعطاف دولت دموکرات آمریکا و عدم حمایت قاطعانه و همه جانبه از نهضت های مردمی در ایران و سوریه سرنوشت مردم را در این دو کشور دستخوش نابسامانی کرده است و تاریخ و وجدان های بیدار از آن به عنوان سیاستی نابخشودنی یاد خواهد نمود. سیاست انعطاف و گفتگو با حکومت های مستبد و رها نمودن جانب مردم، بازار جنگ های سرد را نیز دیگربار در دنیا گرم کرده است جوی که به نفع کشورهای دنیا نیست.

سیاست انعطاف در ذات خود دچار تناقض است. این سیاست از یک سو آزادی مردم را به رسمیت می شناسد از سوی دیگر با نوع رفتار خود با دولت های مستبد، همان آزادی به رسمیت شناخته شده را از مردم می گیرد و آنان را در چنگال مستبدان تنها و بی دفاع رها می کند. این سیاست، رئیس جمهور یکی از قدرتمندترین کشورهای دنیا  را به رئیس جمهوری نمایشی تبدیل می سازد که نمی تواند برای احقاق حقوق از دست رفته مردم ستمدیده بخصوص در سوریه و ایران کاری انجام دهد. چنین منظری شایسته کشور بزرگ و قدرتمندی چون آمریکا نمی تواند باشد آمریکا نیازمند تجدید نظر در سیاست های توام با مماشات خود است تا مورد سرزنش مردمی قرار نگیرد که در برابر سرکوب ها بی دفاع رها شده اند. در آن سو جمهوری اسلامی و حزب بعث سوریه نیز باید بدانند که دور سیاست همواره بر مدار مماشات نمی گردد و پافشاری بر سیاست های اشتباه، آتشی را برپا خواهد ساخت که دامان حکومتهای ستمگر را خواهد گرفت . و امید بر آن است که با ادامه روند دموکراسی خواهی در منطقه بزودی شاهد تغییر سیاست مماشات به حمایت از مردم و جنبشهای آزادیخواهانه باشیم.

بهروز بهبودی

1 می 2012 – سن دییگو

 

کلمه از گرانی ها و کسادی بازار در اولین روزهای کاری سال ۹۱ mohammad reza chavoshi rad

کشمکش میان دولت و مجلس بر سر اجرای فاز دوم یارانه ها و هم چنین اخبار ضد و نقیض در خصوص قیمت کالاهای مختلف بویژه بنزین همه ی نگاه ها را به خود معطوف کرده است. جدای از بازار و کالاهای مصرفی و اساسی که چشم به چشم در انتظار رشد صعودی قیمت هستند، نگاه هایی هم نگران و مضطرب از فصل جدید گرانی ها سخن می گویند.

شامگاه ۶ فروردین ماه دولت با واریز ۲۸ هزار تومان مابه التفاوت فاز اول و دوم یارانه‌ها به حساب برخی از خانوارها، گام اول برای اجرای فاز دوم قانون هدفمندسازی یارانه ها را برداشت. در فاز دوم اجرای این طرح اقتصادی پیش بینی می شود حداقل قیمت حامل‌های مختلف انرژی همچون بنزین، گازوئیل، برق، گاز طبیعی و آب بین ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش یابد.

این روزها این موضوع نقل بیشتر محافل است. از تاکسی که بحث بر سر افزایش کرایه ها باعث جدال مسافران و راننده ها می شود تا محافل رسمی و غیر رسمی. از بازاری که در آن کمتر خریداری را می یابی که قیمتی را سوال کند و لعن و نفرینی نصیب عاملان و آمران آن نکند تا فروشندگانی که خود از گرانی ها به ستوه آمده و همپای مشتریان شان فحش و ناسزا می دهند. در بازار سراغ هر صنف و کالایی را که بگیری با رشد قیمتی مواجه است؛ با این حال فروشندگان گله مند هستند و ناراضی. مثل مشتریان و خریداران.

رشد ۲۰ درصدی قیمت ها در فروردین ماه

یکی از فروشندگان بازار در گفت و گو با خبرنگار کلمه، اذعان می کند که با آنکه هر سال بعد از تعطیلات با بالا کشیدن کرکره ها ۲۰ درصدی به قیمت ها اضافه می کردند، اما امسال با زمزمه گرانی ها درصدها بیشتر بالا رفته است.

او با این پیش بینی که دور بعدی گرانی ها از آخر اردیبهشت با گران شدن بنزین آغاز می شود، می گوید: تغییر قیمت ها لحظه ای شده و برای خیلی ها صرف ندارد و قید خرید را به طور کل می زنند که این چرخه از عمده فروش تا خرده فروش و واسطه و مردم تداوم دارد.

یکی از فروشندگان گلایه می کند: ما خودمان هم خسته شده ایم. والله حاضریم کل کار را کنار بگذاریم و خانه نشین شویم، برایمان بهتر است.

او می گوید: اگر پول مغازه و اجناس را در بانک بگذارم و سود آن را دریافت کنم، بهتر است از رکود و اوضاعی که برای مان درست کرده اند. او که از عمده فروشان بازاری است اشاره می کند کارمان به جایی رسیده که به خریدهای جزیی و حتی دانه ای مشتریان راضی هستیم و اگر مشتری از این دست هم داشته باشیم باید کلاه مان را بالا بیندازیم.

با نان خشک هم که شده سیر می شویم اما..

شهروندی در مورد موج جدید گرانی ها می گوید: بالاخره با نان خشک هم که شده شکم مان را سیر می کنیم اما با اجاره و هزینه های برق و گاز و آب چه کنیم؟ سخت تر از این شرایط باید منتظر چه باشیم؟

خریدش که تمام می شود با او هم صحبت می شوم. اسم یارانه ها را که می شنود، می گوید: تو سرشان بخورد. حاضریم ماهانه پولی هم به دولت بدهیم اما قیمت ها به حالت قبل برگردد. از گرانی ها می پرسم که می گوید: چاره ای نیست باید بسوزیم و بسازیم.

در همین زمینه معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت از تصمیم دولت درباره قیمت گندم برای سال ۹۱ در هفته جاری و  رئیس جامعه دامپزشکان هم  از افزایش قریب الوقوع قیمت تخم مرغ و به تبع آن لبنیات خبر داده است.

منابع خبری پیش بینی کرده اند: قیمت هر کیلوگرم گندم از ۲۵۰ به ۳۵۰ تومان افزایش می‌یابد که با این حساب احتمال افزایش هر قرص نان وجود دارد. هم چنین دامداران اعلام کرده‌اند که از فروردین ماه امسال حاضر به عرضه شیر خام با نرخ مصوب ۶۳۰ تومان نبوده و فروش خود را با نرخ ۸۰۰ تومان تسویه خواهند کرد.از سویی موج گرانی قیمت گوشت، مرغ، برنج، میوه و دیگر کالاها که از اواخر سال گذشته تشدید شد هم چنان تداوم دارد.

مسوولان فقط دروغ می گویند

یکی دیگر از فروشندگان بازار می گوید: آواز دهل شنیدن از دور خوش است. زیاد می شنویم که به ما بازاری ها در تاکسی و اینور و آن طرف فحش می دهند، اما به خدا ما هم از همین مردم هستیم. باعث و بانی این مشکلات را لعنت کنید. ما را هم گرفتار کرده اند.

دیگری هم از رکود بازار گله کرده و می گوید: انگار نه انگار سال جدید است. بازار کاملا نیمه تعطیل است. فرقی میان منِ مغازه دار و باقی مردم ندارد، همه از گذران زندگی عاجز شده اند.

شهروند دیگری هم می گوید که مابه التفاوت یارانه اش را نداده اند و نگران است که مشمول این یارانه ها نشود. اشاره می کند که خانه اش اجاره ای است و با کلی قرض و بدهی در تامین هزینه های زندگی مانده است.

پرسش شونده ای هم با اعلام اینکه مسوولان فقط و فقط دروغ می گویند، می گوید: خسته شدیم از این زندگی. ماهی یک میلیون قسط دارم که توان پرداخت آن را ندارم. مردم را بدجور گرفتار کرده اند.

دولت اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌ها از شب ۲۸ آذر سال ۱۳۸۹ و با هدف اصلاح الگوی مصرف و افزایش قیمت ۱۶ قلم کالا و خدمات آغاز کرد و به موازات آن قیمت کالاها و خدمات را افزایش داد. قیمت بنزین از لیتری یکصد تومان به هفتصد تومان، گازوئیل از لیتری ۵/۱۶ تومان به ۳۵۰ تومان، گاز طبیعی از حدود هر مترمکعب ۱۳ تومان به ۷۰ تومان، برق از هر کیلووات ساعت ۵/۱۶  تومان به ۲۷ تا ۲۱۰ تومان و آب از ۸۰ تومان به ۲۸۳ تومان افزایش یافت. این جدای از افزایش قیمتی است که متاثر از حذف این یارانه ها بر سایر کالاها اضافه شد. این طرح که از زمان شروع موجب نارضایتی و نگرانی مردم شده هم حجم نقدینگی را به شدت افزایش داده و هم آتش تورم را گداخته تر کرده است. بحرانی که با نزدیک شدن به دور دوم آن می رود تا فشار مضاعفی را به مردم تحمیل کند.

وقتی یکی از شهروندان را در مورد موج جدید نگرانی ها مورد سوال قرار می دهم، از او  می شنوم: مگر الان ارزانی است؟ او با اشاره به گرانی کالاها و اشاره به اینکه مردم قدرت خرید خیلی از اجناس را ندارند، می گوید: برای خرید یک کیلو قند مراجعه کرده که از فروش آن به او به دلیل تقاضای اندک، خودداری کرده اند. ادامه می دهد: نداریم و نباید بخوریم. از او در مورد تاثیر یارانه ها سوال می کنم که می گوید: چه یارانه ای؟ ۴۵ هزار تومان می دهند از آن طرف قیمت ها را چند برابر می کنند.

بر اساس آمار منتشره در یک سالگی اجرای طرح هدفمندی یارانه ها میزان نقدینگی با افزایش ۸۰ هزار میلیارد تومانی از حدود ۲۷۰ هزار میلیارد تومان در پایان پائیز سال ۸۹ به بیشتر از ۳۵۰ هزار میلیارد تومان رسید. در همین مقطع نرخ تورم نیز دو برابر شد و از حدود ۱۰ درصد به مرز بیست درصد رسید.

افزایش قیمت ها و نگرانی از شدت گرفتن بیشتر گلایه های مردمی به جایی رسیده که مجلس نیز نسبت به آثار تورمی فاز دوم طرح یارانه ها هشدار داده است. علی لاریجانی که روز پانزدهم فروردین در اولین جلسه مجلس با غیر کارشناسی خواندن افزایش یارانه ها گفته بود که این کار”طوفان تورم” ایجاد می کند، اخیرا نیز در نامه ای به رهبری خواسته است دستور توقف اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها را صادر کند.

به گفته مرادی رییس سازمان هدفمندی یارانه ها تغییر قیمت بنزین، گازوئیل، نفت کوره، نفت سفید، آب، برق و گاز را سبد حامل های انرژی مرحله دوم هدفمندی اعلام کرد.

غلامرضا مصباحی مقدم نماینده مجلس نیز گفته است اگر بخواهیم پول بیشتری به مردم بدهیم باید بنزین، گازوئیل، آب، برق و گاز را گران کنیم. آیا مطالعه شده که تا چه میزان می توان قیمت اینها را بالا برد تا موجب اعتراض مردم نشود و برای آنها قابل تحمل باشد.

چاره ای جز تحمل گرانی ها نیست

شهروندی با عصبانیت در مورد اوضاع اقتصادی و تورم می گوید: مردم همین طور بنشینند و نگاه کنند تا سکته بزنند. از این به بعد آمار سکته ها بیشتر هم می شود.

در این میان برخی هم به فکر خرید کالاهای ضروری برای ماه های آتی خود افتاده که با گران شدن آن ضرر کمتری را متحمل شوند. خانمی می گوید: شنیده است نرخ نان قرار است دوباره بیشتر شود و می گوید هر بار که برای خرید وعده روزانه نان می آید تعداد بیشتری می خرد و آن را در فریزر برای ماه های آتی نگاه می دارد. وی می گوید حتی اگر یک دو هفته هم پول نان گران شده را ندهیم سود کرده ایم.

پرسش شونده ای هم می گوید: چاره ای جز تحمل گرانی نیست. هر که اعتراض هم کند نطقش را میزنند نابود می کنند. مثل دو سال گذشته. با این حال او تاکید بر یکدستی مردم برای اعتراض اقتصادی دارد. او با اشاره به اینکه از ۳۱ اردیبهشت قیمت ها هم گران تر می شود و تیرماه هم که بحث تحریم هاست، نوبت رشد مجدد قیمت ها است، گلایه می کند: این یعنی در کمتر از ۴ ماه دولت سه نوبت گرانی بر مردم تحمیل کرده است. این که نشد زندگی. اگر می خواهید نابودمان کنید بسم الله.

آن یکی می گوید: مردم ساکت اند و دم نمی زنند. بدبختی بیشتر از این که نان و تخم مرغ هم از سفره ها برود. اگر کشورهای اروپایی مشابه این قیمت ها را دارند، حقوق های بالایی هم دارند. اینها ما را از نظر درآمدی ثابت نگه داشته و هر روز قیمت ها جدید و گران تر بر سر مان خراب می کنند.

با وجود این گلایه ها، دولت در شرایطی سعی می کند عملکرد خود را در حذف یارانه ها موفق نشان دهد که طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در سال ۹۰ معادل ۷۳٫۶ هزار میلیارد تومان درآمد کسب کرده است، یعنی در حدود ۱۹ هزار میلیارد تومان بیش از میزان پیش بینی شده در بودجه ۹۰، ولی هنوز هیچ گزارشی در مورد نحوه هزینه کرد این مازاد درآمد ارائه نشده است. افزایش درآمد حاصل از بنزین در این دوره معادل ۱۶٫۴ هزار میلیارد تومان، گازوئیل ۳۱٫۱ هزار میلیارد تومان، نفت سفید ۴ هزار میلیارد تومان، نفت کوره ۹ هزار میلیارد تومان، گاز مایع ۲٫۴ هزار میلیارد تومان، گاز طبیعی ۹٫۶ هزار میلیارد تومان بوده است. این در حالی است که از یک سو فقر را چاشنی سفره های ایرانی کرده و از دیگر سو براساس گزارش کمیسیون طرح تحول اقتصادی مجلس در اجرای این قانون تا پایان سال ۱۳۹۰ با ۱۵ هزار میلیارد تومان کسری بودجه روبه‌رو شده است.

 

اعلام اعتصاب غذای محمدرضا معتمدنیا؛ از امروز تا روزی که نخست وزیر امام آزاد شود mohammad reza chavoshi rad

محمدرضا معتمدنیا در پیامی از زندان اوین، اعلام کرده که در اعتراض به ظلم ها و نامردی ها و اعمال فشار نا به جا و نا عادلانه و به پاس حرمت خون همه شهدای انقلاب اسلامی و به پاس احترام به تمامی باورهای اعتقادی و ملی مان، تا رفع کامل حصر خانگی نخست وزیر امام از امروز، دوشنبه وارد اعتصاب غذای تر خواهد شد.

به گزارش کلمه، معتمد نیا، مشاور اجرایی فرماندهی ستادکل قوا و از مسئولان پشتیبانی جنگ دوران دفاع مقدس و نماینده ویژه نخست وزیری رجایی، باهنر و مهندس میرحسین موسوی در بخش صنعت و معدن که اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین محبوس است در پیام خود تاکید کرده است: چنانچه ظرف ۴۵ روز آینده خواسته هایم برآورده نشود فقط با آب آن هم فقط ما بین اذان مغرب تا اذان صبح به اعتصابم ادامه خواهم داد.

این زندانی سیاسی بهمن ماه سال گذشته نیز دست به اعتصاب غذای تر زده بود که پس از موافقت با خواسته هایش به اعتصاب غذا پایان داد.

آن زمان دادستان تهران طی نامه ای دستور موافقت و اجرایی شدن خواسته های این زندانی سیاسی را صادر کرده بود.

متن کامل اعلام نامه ی اعتصاب غذای محمدرضا معتمدنیا به گزارش کلمه، به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

وَإِذَ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَکْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْاْ بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا فَبِئْسَ مَا یَشْتَرُونَ (آل عمران ۱۸۷)

خداوند از بندگانش عهد گرفت که در مسیر آگاهی بخشی اهتمام شود و حقایق به بهای مواهب کوتاه و ناچیز دنیوی کتمان نشود و بر آن پرده سکوت کشیده نشود چرا که سکوت و کناره نشینی گناهی عظیم است.

اکنون که بیش از یکسال از حبس خانگی رهبران مظلوم جنبش سبز می گذرد و در این مدت فشار سیاسی و اختناق روز افزون شده است به نحوی که هر صدای حق طلبانه که از گلوی هر ایرانی وطن پرست و آزادی خواهی بر آید با تهدید و حبس و ضرب و شتم و احکام قضایی سنگین و ناعادلانه سرکوب می شود و متاسفانه جناج سرکوبگر بی اعتنا به حقوق حقه ملت، مندرج در قانون اساسی وقعی ننهاده و شیوه ای که در انقلاب اسلامی در بهمن ۵۷ با پایمردی و رشادت مردم شجاع و مظلوم و شهدای این مرز و بوم تثبیت شد، قصد سلب حق حاکمیت ملت و آزادی های مشروع آنان را دارد به گونه ای که امروز ابراز آزادانه افکار و برخوردار دانستن از حق فعالیت آزاد سیاسی جرم تلقی شده است و احکام سنگین و نابحق و ناجوانمردانه ای که به جهت این محدود سازی ها و جرم تراشی های ساختگی صادر شده است، این جانب که خود را یکی از فرزندان این مرز و بوم و انقلاب اسلامی مردم شریف کشور می دانم و در اعتراض به همه این ظلم ها و نامردی ها و اعمال فشار نا به جا و نا عادلانه و به پاس حرمت خون همه شهدای انقلاب اسلامی و به پاس احترام به تمامی باورهای اعتقادی و ملی مان، تا رفع کامل حصر خانگی نخست وزیر امام، این فرزند برومند انقلاب اسلامی و وارث آرش، آریو برزن، ستارخان، باقر خان، شهید باکری و شهید همت و سایر رادمردان تاریخ ایران بزرگ سردار آزادی خواه نسل حاضر جناب مهندس موسوی و همسر مبارز و اندیشمندش سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد و جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی با یاری ایزد منان از روز دوشنبه ۹۱/۱/۲۱ اعتصاب غذای (اعتصاب تر) خود را اعلام می نمایم و در این راه فقط و فقط به خداوند بزرگ توکل خواهم داشت.

اگر چنانچه در ظرف ۴۵ روز آینده خواسته هایم برآورده نشود فقط با آب آن هم فقط ما بین اذان مغرب تا اذان صبح به اعتصابم ادامه خواهم داد.

ان الله مع الصابرین

فرزند ایران و انقلاب اسلامی

محمدرضا معتمد نیا

Û¹Û±/Û±/Û±Û¹

بند ۳۵۰ زندان اوین

***

محمدرضا معتمد نیا در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ٨٨ در تاریخ ٨ تیرماه توسط اطلاعات سپاه احضار و بازداشت و پس از ٢ماه انفرادی با وثیقه آزاد شد.

وی در شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب تهران توسط قاضی پیرعباسی به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری محکوم و در تاریخ ٢١ مرداد ماه ٩٠ برای سپری کردن دوران محکومیتش روانه زندان اوین شد.

معتمدنیا یکی از ۴۵ زندانی سیاسی بشارت دهنده صبر و امید در نوروز امسال بود که در پیام تبریک خود به مردم نوشته بود: یزید و یزیدیان حاضر بودند که حسین و یارانش آنها را خلیفه بدانند و بشناسند سپس به سلامت در خانه و مسجد و دیار خود به ذکر و نماز و هر آنچه خواهند بنشینند ولی حاشا و کلا که این دین ابوسفیانی است نه دین محمدی. از پشت این قفس ها و دیوار های سر به فلک کشیده اوین تبریکات صمیمانه خود را و سایر هم بندیانم را به خاک پای همه هموطنان دلیر و شجاع و آزاده و صبورم تقدیم می دارم.

 

همسر فرشاد قربانپور: همسرم بخاطر بیانیه هایی که از زندان می آید، ممنوع از مرخصی است mohammad reza chavoshi rad

فرشاد قربان‌پور، روزنامه‌نگار از دهم آذرماه سال گذشته بدون ملاقات حضوری و مرخصی در بند ۳۵۰ اوین زندانی است.

هاجر زمانی همسر فرشاد قربانپور با بیان اینکه همسرش از ملاقات حضوری و مرخصی محروم است، به جرس می گوید: “برای ملاقات حضوری و مرخصی هم که درخواست نمی توانیم بنویسیم چون دادستان اینها را بخاطر همان بیانیه هایی که از داخل زندان به بیرون آمده است، ممنوع کرده است. اوایل که زندانی شده بود وضعیت روحی خوبی نداشت اما الان به ناچار با شرایط زندان عادت کرده است. علیرغم اینکه در حال گذراندن دوران محکومیت خود است هر از گاهی بخاطر بیانیه ها بازجویی می شود.”

فرشاد قربانپور توسط قاضی مقیسه٬ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به یک سال زندان و پرداخت ۵ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده است.

اتهامات وی “اقدام علیه امنیت ملی”، “تبلیغ علیه نظام” و هم‌چنین “تحصیل مال نامشروع از طریق همکاری با سایت روزآن‌لاین” اعلام شده است.

حکمی که عینا در دادگاه تجدیدنظر مورد تایید قرار گرفت. وی همچنین در تابستان سال ۸۶ نیز بازداشت و نزدیک به یک ماه را در زندان به سر برده بود.

همسر این روزنامه نگار دربند با اشاره به نحوه بازداشت او ادامه می دهد: “در حقیقت برای او نامه آمده بود که خودش را معرفی کند و همسرم داشت یکسری کارها را سر و سامان می داد که وقتی رفت ما مشکل نداشته باشیم تا اینکه روز دهم آذرماه سال گذشته وارد منزل ما شدند و او را بازداشت کردند.”

خانم زمانی سپس به اتهامات او اشاره می کند و می افزاید: ” همسرم بخاطر همکاری با سایت روز آنلاین به اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام متهم شد و بلافاصله برای او حکم یکسال حبس تعزیری صادر کردند. این در حالی است که هیچوقت بطور رسمی اعلام نکردند که حالا سایت روز یک سایت ضد انقلاب است و نوشتن و همکاری با آن ممنوع است. پس از صدور حکم و اعتراض به آن دوباره این حکم در تجدیدنظر تایید شد. واقعا تعجب می کنم از این حکم زیرا خود آقای احمدی نژآد هم در صحبتهایشان گفتند که هیچ روزنامه نگاری در زندان نداریم اما می بینید که همسر من یک نمونه از این روزنامه نگاران است که در زندان بسر می برد. یکبار هم در سال ۸۶ بازداشت شد و به مدت یکماه در زندان و تحت بازجویی بود که آن زمان هم اتهامش همکاری با سایت روز بود.”

همسر قربانپورمی افزاید: “هفته ای یکبار ملاقات کابینی داریم اما از دهم آذرماه سال گذشته تاکنون ملاقات حضوری نداشته ایم. فقط قبل از عید گذاشتند پسرم برود آنطرف شیشه و پدرش را ببیند. این ملاقات کوتاه خیلی اثر مثبتی در روحیه پسرم داشت، زیرا بعد از بازداشت همسرم پسرم دچار افسردگی شده بود. خلاصه بعد از بازداشت ایشان ما با مشکلات روحی و مالی مواجه شدیم که البته مثل خیلی از خانواده ها زندانیان سیاسی که مشکل دارند. خود من که مریض شدم و بچه ام هم همینطور و هیچکس هم نبود که به داد ما برسد.”

فرشاد قربان‌پور سابقه‌ همکاری با روزنامه‌ها و مجلاتی چون هم‌میهن٬ کارگزاران٬ اعتماد ملی، فرهیختگان٬ شهروند امروز و مهرنامه را در کارنامه فعالیت روزنامه نگاری خود دارد.

همسر قربانپور با گلایه از روزنامه های داخلی خاطرنشان می کند: “آقای قربانپور به عنوان یک روزنامه نگار کارش نوشتن و خبررسانی است و با روزنامه های داخلی هم میهن، کارگزاران و چند روزنامه دیگر همکاری داشت و قبل از بازداشت هم در روزنامه فرهیختگان کار می کرد. همسرم دو سال در بخش کتاب و اندیشه در روزنامه فرهیختگان کار می کرد اما متاسفانه هیچ حمایتی از ما نکردند و حتی مسئله بازداشت و حکم آقای قربانپور را هم در روزنامه اشان مطرح نکردند.”

این روزنامه نگار در بند در پیامی به مناسبت سال نو نوشته بود: “من فرشاد قربان پور، جنایتکار نیستم بلکه یک روزنامه نگار هستم که به دلیل روزنامه نگاری که کاری جز مصاحبه، نوشتن گزارش و انتشار خبر نیست به یک سال زندان و پنج میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده و اینک در بند ۳۵۰ زندان اوین روزگار می گذرانم. در بیرون از اینجا پسری به نام آرمان و همسری به نام هاجر انتظارم را می کشند. مطمئن هستم عمر ما هنوز به دنیاست و فردا نیز متعلق به ما. پس نوروز همه مبارک. خوش باشد و سرفراز و امیدوار که بیهوده نیست این امید و بیهوده نیست این هزینه دادن ها. سال نو مبارک!”

هاجر زمانی در پایان بیان می کند: “من برای سال جدید آرزوی آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را دارم و انشالله روزی همه به آغوش خانواده هایشان بازگردند و خوشحال و خندان در کنار هم زندگی کنند.”

 

?????????احمدی نژاد 35 میلیارد ذخیره کردیم mohammad reza chavoshi rad

احمدی نژاد:همیشه پول نفت خرج می شد ولی ما 35 میلیارد دلاردر صندوق توسعه ملی برای کشور در صندوق توسعه ذخیره کردیم

وزارت اطلاعات از دستگیری یک تیم خرابکاری وابسته به اسرائیل خبر داد mohammad reza chavoshi rad

وزارت اطلاعات از شناسایی و دستگیری اعضای اصلی یک شبکه ترور و خرابکاری وابسته به اسرائیل خبر داد.

در اطلاعیه وزارت اطلاعات با اشاره به اینکه ترور مصطفی احمدی روشن، انگیزه‌بخش نیروهای این تشکیلات امنیتی در پیگیری و کشف این شبکه بوده، همچنین آمده است: تعدادی از هسته های عملیاتی بازداشت شده، در حالی که آماده انجام عملیات تروریستی بودند، مورد ضربه رعدآسای سربازان بی نام و نشان ایران و اسلام قرار گرفته و از ماموریت های تروریستی آنها پیشگیری به عمل آمد.

این اطلاعیه با اشاره به اینکه به علت “ضرورت رعایت ملاحظات امنیتی و محدودسازی امکان عمیات ایذایی احتمالی از جانب دشمن صهیونیستی” انتشار جزئیات بیشتر در این باره را به آینده موکول می‌کند، به اختصار گزارش داده است: از بازداشت شدگان، مقادیر قابل توجهی بمب های سنگین آماده انفجار، انواع مسلسل و سلاح های کمری و صدا خفه کن، تجهیزات نظامی، مخابراتی و دیگر ابزار آلات تروریستی کشف و ضبط گردیده است.

دو ماه قبل، اسماعیل کوثری نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، آذربایجان را به دست داشتن در ترور شهید احمدی روشن متهم کرده و گفته بود: جمهوری اسلامی ایران مدارکی در اختیار دارد که بر اساس آن‌ها مقامات آذربایجان مساعدت‌هایی به عوامل موساد و سیا داشته و این اقدام منجر به ترور دانشمندان هسته‌ای کشورمان به خصوص شهید احمدی‌ روشن توسط عوامل این سازمان‌‌ها شده است.

پیش از آن هم لاریجانی رئیس مجلس در مصاحبه‌ای با شبکه العالم، از دستگیری تعدادی از عوامل ترور این مهندس ۳۲ ساله، که در رسانه‌ها به عنوان «دانشمند هسته‌ای» معرفی شد، خبر داده بود.

مصطفی احمدی روشن، چهارشنبه ۲۱ دی‌ماه، در نزدیکی میدان کتابی تهران در حالی که در کنار محافظ و راننده خود در اتومبیل نشسته بود، بر اثر انفجار بمبی که به پژوی او چسبانده شد به شهادت رسید. محافظ او نیز همان روز پس از مدت کوتاهی در بیمارستان درگذشت.

چند روز پس از ترور وی، روزنامه تایمز چاپ لندن از دست داشتن عوامل موساد در این ترور خبر داد و از قول یک منبع اسرائیلی نوشت که ماه‌ها برنامه‌ریزی پشت این ترور بوده است. نشریه آمریکایی «تایم» نیز ادعای مشابهی را مطرح کرد و این ترور را به اسرائیل نسبت داد.

 

کامران دانشجو: فعالان حوادث ۸۸ حق ورود به دانشگاه را ندارند mohammad reza chavoshi rad

خبرگزاری دولتی ایرنا خبر داده که کامران دانشجو، وزیر علوم در اظهاراتی کم سابقه گفته است: کسانی که در فتنه سال ۸۸ فعال بوده و بعد از اتمام حجت رهبر در نمازجمعه تیرماه همان سال همچنان به فتنه گری ادامه دادند، حق ورود به دانشگاه ها را ندارند.

به گزارش کلمه، کامران دانشجو وزیر علوم، تحقیقات و فناوری که پس از انتخابات سال ۸۸ ریاست جمهوری به اقدامات و اظهارات تندی نسبت به فعالان جنبش سبز و منتقدین پرداخته است، در جدید ترین سخنان خود که در مراسم افتتاحیه پارک علم و فناوری در قم بیان شد، ادعا کرده کسانی که در فتنه سال ۸۸ پس از سخنان رهبری از فعالان بودند، حق ورود به دانشگاه ها را ندارند. وی در این سخنرانی نسبت به آنچه که به زعم وی برخورد با « اساتید بسیجی» در دانشگاه ها نیز خوانده شده اعتراض کرده و خواستار توقف آن شد.

این نخستین بار نیست که دانشجو، در کسوت وزیر علوم مواضع تندی را نسبت به اساتید و دانشجویان منتقد اظهار می کند و با انتساب صفاتی همچون «لیبرال»، «فتنه گر»، «ضدانقلاب» و الفاظ مشابه، خواستار برخورد و حذف آنها از عرصه دانشگاهی می شود. پیش از این نیز در اظهاراتی در مراسم تجلیل از مدال آوران مسابقات جهانی و آسیایی دانشجویان که در دانشگاه تربیت مدرس تهران در سال ۸۹ برگزار شد، وی گفته بود: فتنه ۸۸ پایان یافته است و مدیران دانشگاهی حق مسامحه با همراهان فتنه را ندارند. دانشجو نیز که همچون سایر مسوولین دولت احمدی نژاد و نهادهای امنیتی-نظامی سعی در القای این امر دارند که جنبش سبز که به قول آنها «فتنه ۸۸» نامیده می شود، پایان یافته است و هم اکنون زمان برخورد با فعالان آن است.

لازم به ذکر است در قالب همین سیاست های حذف گرایانه و انحصارطلبانه، وزارت علوم در طی سال های پس از انتخابات ریاست جمهوری با نگاهی از موضع بالا نسبت به محیط دانشگاهی، به صورت قابل ملاحظه ای تعداد دانشجویان ستاره دار، احکام کمیته انضباطی، محرومیت از تحصیل، اخراج اساتید و دانشجویان را افزایش داده و به کاهش زمان تدریس اساتید منتقد، فعالیت تشکلهای مخالف و اقداماتی مشابه پرداخته است. در همین راستا بود که وزیر علوم چندی پیش نیز اعلام کرد قرار است بورسیه تحصیلی دانشجویان مرتبط با فتنه، در خارج از کشور را نیز قطع کنیم.

این در حالی است که همواره مراکز دانشگاهی و اساتید در مرکز گفتمان نقد در کشور و به خصوص پس از انتخابات ۸۸ قرار داشته اند و یکی از بیشترین نقاط مورد توجه دولت احمدی نژاد برای سرکوب و محدودیت بیشتر بوده اند.

گفتنی است در ۳ سال اخیر، با افزایش برخوردهای حذفی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی-که این روزها به صورت مطلق در تملک سیاستهای «برادران دانشجو» در آمده- وضعیت کشور از نظر علمی، تحقیقی و دانشگاهی به صورت قابل مشاهده ای در جهان نزول پیدا کرده است. دانشجو، که امروز برادران را نیز در رئوس و سطوح مدیریتی دانشگاه های کشور با خود همراه کرده، پس از مدیریت نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۸۸، توسط احمدی نژاد به محیط دانشگاهی تحمیل شد و این همان نکته ای بود که بسیاری از دانشجویان و اساتید از همان نخست از آن به عنوان « انتقام گیری احمدی نژاد از دانشگاه» به دلیل همراهی با کاندیداهای مخالف از آن یاد کردند.

 

گفتگوی رضا پهلوی با تلویزیون کانال ۱۰ اسرائیل : بجای بمباران تاسیسات اتمی ایران از اپوزیسیون حمایت کنید mohammad reza chavoshi rad

رضا پهلوی ولیعهد سابق ایران از اسرائیل خواست به جای بمباران ایران به مخالفان جمهوری اسلامی یاری برساند.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس ، رضا پهلوی فرزند شاه سابق ایران در مصاحبه ای با یک شبکه تلویزیونی اسرائیل که روز دوشنبه پخش شد تاکید کرد که بمباران ایران به سود نظام جمهوری اسلامی خواهد بود.

رضا پهلوی در ادامه خواستار آن شد که اسرائیل توانمندیهای تکنولوژیک و مالی خود را در راستای حمایت از اپوزیسیون ایران به کار گیرد.

رضا پهلوی فرزند شاه سابق ایران از اسراییل خواست Ú©Ù‡ بجای بمباران کشور ایران Ùˆ تاسیسات اتمی آن، به حمایت از اپوزیسیون برخیزد. رضا پهلوی در مصاحبه با کانال ده اسراییل گفت Ú©Ù‡ این کشور باید توانمندیهای تکنولوژیک، مالی Ùˆ غیره اش را در راستای حمایت از اپوزیسیون ایران بکار گیردو به مخالفان نظام Ùˆ مخالفان حاکمان کنونی Ú©Ù…Ú© کنند او این مطلب را در برنام…
رضا پهلوی بهترین ارتش دنیا در مقابل این رژیم مردم ایران هستند.
رضا پهلوی به تلویزیون کانال ۱۰ اسرائیل گفت: عوض بمباران تاسیسات اتمی‌ ایران, به مردم و اپوزیسیون جمهوری اسلامی کمک کنید که نیرومند ترین ارتش .مقابل این رژیم هستند متن کامل مصاحبه به زبان انگلیسی‌ را می‌توانید از سایت رضا پهلوی دنبال کنید

 رضا پهلوی در آخر به مردم اسرائیل میگوید پیام من بسیار ساده هست ما همان فرزندان کورش ( کوروشی که هزاران برده یهودی را از بابل نجات داد و به آنان کمک کرد تا بتوانند معابد خود را بسازند) و  فرندان ملکه استر، ملکه یهودی پارسی هستیم، در این شرایط از شما کمک میخواهیم. پاسخ شما چیست؟ کشور ما را بمباران میکنید یا به ما کمک میکنید حالا انتخاب با شماست ولی‌ تاریخ شاهد این لحظه خواهد بود..

 

 

[youtube http://www.youtube.com/watch?v=3xCr9i_lQIs?rel=0]

 

رادیو فردا : رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، در مصاحبه‌ای با یک شبکه تلویزیونی اسرائیلی با تأکید بر اینکه با حمله نظامی به ایران به سختی مخالف است، از اسرائیل خواست به جای بمباران ایران به اپوزیسیون کمک کند.
 

گفت‌وگوی تلویزیونی رضا پهلوی با شبکه ده اسرائیل که یک شبکه خصوصی محسوب می‌شود، روز دوشنبه ۲۱ فروردین ماه پخش شد.

رضا پهلوی در این مصاحبه گفت «اسرائیل و دیگران می توانند با سرمایه‌گذاری مالی و فناوری به تحقق خواسته‌های ملت ایران دست یاری دهند» و یاد آور شد که دو سال پیش (پس از انتخاباتی که بسیاری از مردم ایران آن را کودتایی دانستند) میلیون ها ایرانی یک روز به خیابان‌ها ریختند و فریاد زدند چرا جهان به یاری آنها برنمی‌خیزد؟»

آقای پهلوی گفت «ما مردم ایران به عنوان فرزندان کوروش کبیر و نیز فرزندان ملکه استر (همسر یهودی خشایارشا) این گزینه را در برابر شما قرار می‌دهیم که یا به ما کمک کنید یا با اقدامات خود خواسته های این رژیم را به نوعی عملی کنید؛ حق انتخاب با شماست.»

رضا پهلوی در این مصاحبه در مخالفت با عملی کردن گزینه نظامی در برابر جمهوری اسلامی ایران، گفت «چنین احتمالی تنها در راستای خواسته‌های حکومت حاکم بر ایران خواهد بود و بهانه‌ای به دست این حاکمان خودکامه می‌دهد.»

فرزند شاه سابق ایران افزود در شرایطی که آیت‌الله خامنه‌ای و دیگر مقامات ایران در این حکومت، «دیگر هیچ توانی برای پاسخگویی به نارسایی های نظام خود ندارند، حمله به ایران نه تنها یک جنون است بلکه بهترین هدیه برای چنین حاکمانی خواهد بود.»

شاهزاده رضا پهلوی گفت: «آیا دیگر کسی در این دنیا باقی مانده است که چیزی در باره وجود گزینه نظامی در برابر ایران نشنیده باشد؟! اما مگر گزینه‌های دیگری موجود نیستند؟!»، و افزود «بهترین گزینه و پرتوان‌ترین ارتش، خود ملت ایران در برابر این حکومت هستند و لذا باید ایرانیان را تقویت کرد.»

در این مصاحبه که شامگاه دوشنبه پخش شد، رضا پهلوی با اظهار اینکه «ملت ایران آماده تحقق دموکراسی و برقراری نظام مردمسالاری است و جمهوری اسلامی ایران تنها با زور نیزه و سرکوبگری در قدرت باقی مانده است»، خواهان آن شد که «جامعه جهانی به جای گفت‌وشنود با حاکمیت ایران، به تحقق خواسته‌های ملت سرکوب شده ایران کمک کند.»

آقای پهلوی گفت: «نیازی نیست که کسی از خارج به ایرانی‌ها اندرز بدهد که چرا دموکراسی خوب است بلکه همه چیز آماده است و ملت ایران مستعد خیزش علیه حکومتی فاشیستی و سرکوبگر است که با زور نیزه صدای ملت را خفه می‌کند.»

رضا پهلوی، ۵۱ ساله، با خوش‌بینی نسبت به تحقق خواسته های ملت ایران در برانداختن حکومت کنونی، گفت حتی اگر جهان به ملت ایران کمک نکند، خداوند خود یاری‌دهنده این مردم خواهد بود.

در مصاحبه‌ای که حدود هفت دقیقه آن پخش شد و از محل زندگی او در ایالت مریلند آمریکا با خبرنگار دایمی این شبکه اسرائیلی در ایالات متحده صورت گرفته است، شاهزاده رضا پهلوی هر گونه تلاش جمهوری اسلامی ایران را نیز برای تعامل با جهان رد کرد و آن را ترفند دانست.

رضا پهلوی همواره گفته است که: «جمهوری اسلامی ایران هر از گاهی با ارسال پیام‌های مختلف و نشان دادن چراغ سبزهایی به جامعه جهانی، خود را آماده گفت و گو برای حفظ بقای خویش نشان می‌دهد اما دادن تضمین برای تداوم بقای این حکومت سرکوبگر، نه تنها به روحیه ملت ایران لطمه می‌زند بلکه برای طرف‌هایی که ممکن است وسوسه این پیام ها شوند، عاقبت خوبی ندارد زیرا ملت ایران این رفتارها را در حافظه خود ثبت خواهد کرد.»

بنظر می رسد که اشاره رضا پهلوی به برخی نامه نگاری های سال های اخیر و پیام رساندن های میان ایران و غرب، بویژه با آمریکاست.

ناظران می گویند که حکومت ایران همواره در این پیام ها خواسته است بگوید که حفظ بقای جمهوری اسلامی ایران و عدم دخالت غرب باید تضمین شود.

رضا پهلوی در مصاحبه با شبکه اسرائیلی گفت «درست است که نظام حاکم بر ایران یک رژیم فاشیستی است ولی آیا براستی جامعه جهانی می خواهد با چنین حکومت هیتلری، طرف مذاکره شود؟!»

آقای پهلوی گفت: «ملت ایران متجاوزگر نبوده و نیست بلکه این ملت، یک قربانی است؛ ملتی است که در سرزمین خود اسیر است و به گروگان چنین حکومتی در آمده و حاکمان میهن من، تنها اقلیتی از روحانیون افراطی هستند که ایران را به اشغال خود گرفته‌اند.»

شبکه ده تلویزیون اسرائیل در این گزارش ابراز نظر کرد که هر چند پس از ۳۳ سال مردم ایران دیگر چندان آشنایی با خاندان پهلوی ندارد و شاید آنها را به عنوان حاکمان بعدی خود نیز نخواهد اما تردیدی نیست که اپوزیسیون ایرانی در مخالفت با گزینه نظامی در برابر جمهوری اسلامی ایران، متحد و یکپارچه است و به همین دلیل است که آقای پهلوی پیام خود را متوجه اسرائیل می‌کند.
 

رضا پهلوی با یادآوری کارزاری که گروهی از اسرائیلی‌ها در فیس‌بوک ماه گذشته ایجاد کردند و با شعار «ایرانیان ما شما را دوست داریم» با سیاست‌های دولت خود در حمله نظامی احتمالی به ایران مخالفت کردند، این اندرز را نیز به اسرائیلی‌ها یادآوری کرد که نباید ملت ایران را با جمهوری اسلامی ایران یکسان دانست و «همواره باید حساب مردم ایران را از حساب این حکومت خودکامه جدا کرد.»

کوفی عنان وارد تهران شد؛ او حامل چه پیامی است؟ mohammad reza chavoshi rad

 با وجود آنکه رژیم سوریه دو هفته پیش موافقت خود را با نقشه‌ صلح کوفی عنان اعلام کرد و بر اساس این طرح باید نیروهای نظامی شهرها را تخلیه می کردند اما جنگ داخلی با خشونتی بی‌مانند در این کشور ادامه دارد. کوفی عنان هم، به عنوان نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل و اتحادیه عرب در خصوص مسائل سوریه، روز سه شنبه در گزارشی به شورای امنیت سازمان ملل اعلام کرد که نشانه‌ای از آتش‌بس در سوریه دیده نمی‌شود.

آقای عنان شامگاه سه شنبه ۲۲ فروردین وارد تهران شد. هیاتی ۶ نفره از دستیاران و کارشناسان، کوفی عنان را در سفر به تهران همراهی می کنند. حسین امیرعبداللهیان، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران از کوفی عنان در فرودگاه مهر آباد استقبال کرد. او در این سفر قرار است با محمود احمدی نژاد، سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی، علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه و برخی دیگر از مقامات کشورمان در خصوص مسائل سوریه به گفت‌وگو بپردازد.

تماس ایران با مخالفان اسد

در آستانه‌ سفر عنان به ایران، خبرگزاری مهر از قول حسین شیخ‌الاسلام، مشاور امور بین‌الملل رئیس مجلس شورای اسلامی اعلام کرد که “ایران با معارضین سوری تماس برقرار کرده” است. شیخ‌الاسلام افزوده است که «ایران روی نیروهای داخلی حکومت سوریه نفوذ دارد و روی برخی قدرت‌های منطقه نیز قابلیت اعمال نظر دارد». به گفته‌ی وی ایران «از سوی دیگر اخیرا با معارضین سوری نیز تماس‌هایی برقرار کرده» است. شیخ‌الاسلام در این گفت‌وگو، کوفی عنان را “انتخاب غربی” نامیده و سفر وی به ایران را نشانگر «شکست خوردن راه حل نظامی برای سوریه» دانسته است.

ایران یکی از متحدان اصلی سوریه در منطقه محسوب می شود و تا کنون رسانه های غربی اخبار زیادی درباره کمک های نظامی ایران به دولت سوریه منتشر کرده اند. در این راستا سفر کوفی عنان به ایران به منظور همراه کردن مقام های ایرانی برای حل مساله سوریه عجیب نیست. اما با توجه به نزدیکی مذاکرات ایران با گروه ۱+۵ پیرامون مسائل هسته ای، این احتمال نیز وجود دارد که کوفی عنان حامل پیامی به سران جمهوری اسلامی در خصوص مذاکرات هفته آتی باشد. کوفی عنان قرار است روز چهارشنبه ۲۳ فروردین مذاکرات خود را در ایران آغاز کند.

گزارش کوفی عنان به شورای امنیت

به گفته‌ ناظران، در دو هفته اخیر بیش از هزار تن دیگر در سوریه کشته شده‌اند. دولت سوریه در حالی از خروج نیروهای نظامی خود از شهرها سخن می‌گوید که همچنان به حملات بی‌وقفه‌ خود به مواضع مخالفان ادامه می‌دهد. فعالان حقوق بشر و ناظران سیاسی روز سه‌شنبه (۲۲ فروردین) گزارش دادند که اگر چه دولت سوریه واحدهای نظامی خود را از برخی مناطق عقب کشیده، ولی همزمان حملات خود را به مخالفان در مناطق دیگر تشدید کرده است.

کوفی عنان، فرستاده‌ی ویژه‌ سازمان ملل و اتحادیه‌ عرب برای حل بحران سوریه، نیز شامگاه سه‌شنبه در گزارشی به شورای امنیت سازمان ملل اعلام کرده که نشانه‌ای از صلح در سوریه دیده نمی‌شود. او در این گزارش مؤکدا از رهبران سوریه خواسته است که رویکرد خود را بطور بنیادی تغییر دهند. طبق گزارش عنان، اگر چه ارتش سوریه از بعضی مناطق خارج شده، ولی حملات خود را در دیگر مناطق علیه مخالفان تشدید کرده است. عنان همچنین روز سه‌شنبه در جریان دیدار خود از یک اردوگاه آوارگان سوری در ترکیه گفت که درگیری‌های نظامی در سوریه وخیم‌تر شده است. او طرفین منازعه را فراخواند که طرح صلح و توقف پیکارها را عملی و رعایت کنند.

عنان با توجه به افزایش درگیری‌های نظامی خاطرنشان ساخت که هنوز زود است از شکست طرح صلح سخن گفته شود. به گفته‌ او، تلاش‌ها برای پایان خون‌ریزی در سوریه باید همچنان ادامه یابد و برای پایان خشونت‌ها در این کشور نباید هیچ پیش‌شرطی تعیین شود. ولی فرستاده‌ ویژه‌ سازمان ملل و اتحادیه‌ی عرب همزمان خاطر نشان ساخت که ادامه‌ی عملیات نظامی، آتش‌بس را زیر سوال برده است.

به گفته‌ مقامات ترکیه، در حال حاضر حدود ۲۵ هزار آواره‌ی سوری در این کشور به‌سر می‌برند. روز دوشنبه وضعیت در مناطق مرزی میان ترکیه و سوریه وخیم‌تر شد، زیرا نیروهای دولتی سوریه در پی شکار پناهجویان سوری، برای نخستین بار به خاک ترکیه شلیک کردند. در این حادثه دو سوری و دو شهروند ترکیه مجروح شدند. در پی این حادثه، رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، دولت اسد را به خدشه‌دار کردن مرزهای ترکیه متهم و اعلام کرد که این مساله را از راه‌های قانونی پیگیری خواهد کرد.

قرار بود از ساعت ۶ بامداد روز سه‌شنبه غرش سلاح‌ها در سوریه خاموش شود. طرفین موافقت کرده بودند که تا بامداد روز پنجشنبه (به وقت محلی) به درگیری‌های نظامی خود کاملا پایان دهند. ولی تا روز سه شنبه هیچ نشانی از رعایت نکات مطروحه در نقشه‌ی صلح عنان به چشم نمی‌خورد. رامی عبدالرحمان، ناظر حقوق بشر سوریه در لندن، به خبرگزاری آلمان گفت که از بامداد امروز در همه‌ی مناطق حما صدای شلیک توپ‌ شنیده می‌شد و حمص نیز همچنان زیر آتش نیروهای دولتی سوریه است. به گفته‌ او، رژیم سوریه به نقشه‌ی صلح سازمان ملل بی‌اعتناست و این امر شگفتی‌آور نیست. در مقابل، دولت سوریه نیز مخالفان را متهم کرد که آماده نیستند آتس‌بس را جدی بگیرند.

اروپا خواستار یکپارچگی در برابر رژیم سوریه

با توجه به تشدید درگیری‌های نظامی در سوریه به‌رغم طرح صلح عنان، اتحادیه اروپا در استراسبورگ خواستار “اقدامی موثر و یکپارچه” علیه رژیم بشار اسد شد. در بیانیه‌ای که روز سه‌شنبه از سوی ریاست اتحادیه‌ی اروپا منتشر شد، آمده است: دیگر نمی‌توان از رژیم اسد انتظاری داشت و مسئولیت به ویژه متوجه کشورهایی چون روسیه و چین است که از تصویب قطعنامه علیه دولت سوریه در شورای امنیت سازمان ملل جلوگیری کردند.

رئیس اتحادیه اروپا در این بیانیه نیروهای اپوزیسیون سوریه را فراخواند که متحد شوند و «به همه‌ی سوری‌ها صرفنظر از تبار و دین، چشم‌اندازی از یک سوریه‌ی صلح‌دوست، دمکراتیک و متکثر عرضه کنند». اتحادیه اروپا که مقر آن در استراسبورگ است، در سال ۱۹۴۹ تاسیس شد و یکی از قدیمی‌ترین سازمان‌های قاره‌ی اروپاست. ۴۷ کشور عضو این نهاد هستند و وظیفه‌ی آن تحکیم دمکراسی، حقوق بشر و حاکمیت قانون اعلام شده است.

درخواست روسیه از سوریه

در این حال، روسیه هم از دولت سوریه خواسته است طرح پیشنهادی سازمان ملل برای پایان خشونت در سوریه را به شکلی جدی‌تر به اجرا بگذارد. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در یک نشست خبری مشترک با ولید معلم، همتای سوری خود در مسکو، بر لزوم پایبندی دولت سوریه به طرح صلح پیشنهادی کوفی عنان، نماینده ویژه سازمان ملل برای پایان دادن به خشونت‌ها در سوریه، تاکید کرد و افزود: “در ملاقات با همکاران سوری، گفتیم که به اعتقاد ما، اقدامات آنان در اجرای این طرح صلح می توانست فعالانه تر و مصممانه تر باشند.”

وزیر خارجه روسیه با اعلام اینکه معلم، پایبندی رهبری سوریه به تمامی تعهدات دولت آن کشور در چارچوب این طرح را مورد تایید قرار داده است، افزود که “اطلاعاتی هم در زمینه اجرای بخش مربوط به نحوه استفاده از واحدهای ارتش و تسلیحات سنگین در مناطق شهری” در اختیار روسیه قرار گرفته است.

احتمالا اظهارات لاوروف به معنی آن است که مقامات سوری اطلاعاتی را در مورد آغاز خروج واحدهای نظامی از مناطق شهری در اختیار روسیه قرار داده اند. وزیر خارجه روسیه همچنین اعلام کرد که دولت آن کشور برای اعزام ناظرانی به سوریه جهت نظارت بر اجرای آتش بس آماده است و ابراز امیدواری کرد که کشورهای دیگر نیز از این اقدام تبعیت کنند.

بحران سیاسی سوریه از بیش از یک سال پیش با تظاهراتی حاوی درخواست برخی اصلاحات سیاسی و مبارزه با فساد در تشکیلات حکومتی آغاز شد، اما با اعزام واحدهای ارتش برای مقابله با تظاهرکنندگان، این حرکت اعتراضی به خشونت گرایید و در ماه های بعد، به مخالفت صریح با ادامه حکومت بشار اسد، رئیس جمهوری، منجر شد.

با تشدید و گسترش دامنه برخورد ارتش با تظاهرکنندگان، گروهی از نظامیان سوری با ترک خدمت و اعلام حمایت از معترضان در برابر تهاجم نیروهای دولتی، نهادی را به نام “ارتش آزاد سوریه” تشکیل دادند که در عملیات مسلحانه علیه واحدهای نظامی و امنیتی سوریه شرکت داشته است. هرچند منابع دولتی سوریه، این افراد را اعضای گروه های تروریستی وابسته به خارج معرفی کرده اند.

به گفته منابع بین المللی، در جریان اعتراضات سیاسی در سوریه، تا کنون بیش از نه هزار نفر کشته و چند هزار تن دیگر بازداشت و زندانی شده اند و دولت سوریه نیز از کشته شدن بیش از هزار نفر از نیروهای دولتی به دست مخالفان مسلح خبر داده است.

 

تجمع انصار علیه “گشت ارشاد” و “خصوصی”؛ ما از این فیلم ها خوشمان نیامد، بیاوریدشان پایین! mohammad reza chavoshi rad

تاریخ انگار دارد با سرعت تندتری تکرار می شود: تجمعات علیه فیلم های سینمایی و لغو اکران چند فیلم در چند شهر!

“گشت ارشاد” و “خصوصی”، دو فیلمی هستند که به مذاق عده ای خوش نیامده اند و از آنجا که از نظر این عده ، مردم باید به ساز آنها برقصند ، در شهرهای مختلف دور افتاده اند که کسی حق دیدن این دو اثر سینمایی “قانونی” و “دارای مجوز تولید و اکران از جمهوری اسلامی ایران” را ندارد!

تا کنون هم البته دست خالی نمانده اند و اگر خدا قبول کند، توانسته اند در سه شهر مانع اکران فیلم های مذکور شوند. آنها اعلام کرده اند که به تلاش خود برای توقف اکران این دو فیلم در کل کشور ادامه خواهند داد.

در این باره چند نکته قابل ذکر است:

۱ – این که برخی فیلم ها با برخی افکار و ذائقه ها نخوانند، امری طبیعی است کما این که به عنوان مثال فیلم قلاده های طلا نیز با دیدگاه برخی مخالفت دارد. اما در کشوری که سطر به سطر فیلمنامه ها و پلان به پلان فیلم ها و واو به واو دیالوگ ها ، قبلاً توسط نمایندگان قانون جمهوری اسلامی ممیزی می شود ، قرار نیست که هر فرد یا گروهی مجاز باشد از هر فیلمی که خوشش نیاید ، علیه آن اقدامات غیرقانونی شکل دهد و مانع از اکران شود.

این افرادی که از اکران فیلم های مجوز دار مملکت جلوگیری کرده اند، در کجای پروسه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بررسی و بازبینی و اکران فیلم ها قرار دارند؟!

اگر قرار است هر کسی که زورش در شهر خودش می رسد ، جلوی اکران فیلم هایی که خوشش نمی آید را بگیرد ، پس وزارت ارشاد در این وسط چه کاره است؟ مگر ملوک الطوایفی است که در یک شهر یک قانون اجرا شود و در شهر مجاور قانونی دیگر؟!

۲ – اگر هر کسی از هر فیلمی خوشش نیاید این حق را داشته باشد که تجمع راه بیندازد ، آیا مخالفان “قلاده های طلا” که با شعار “سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران” روی پرده است نیز این حق را دارند که علیه این فیلم سیاسی تجمع کنند و مانع از اکرانش شوند؟

پاسخ طبیعتاً منفی است. حال سوال این است که چرا چنین حقی برای گروه مقابل عملاً به رسمیت شناخته می شود؟ آیا اینها شهروند درجه یک هستند و آن دیگران درجه دو و بلکه سه و چهار؟!

صحبت بر سر این فیلم و آن فیلم نیست بلکه سخن بر سر این آپارتایدی است که هر انسان منصفی را رنج می دهد و بر بدبینی ها در جامعه و انشقاق اجتماعی می افزاید.

۳ – مگر قرار نبود در این مملکت هر تجمعی دارای مجوز باشد و اتهام خیلی از افرادی که در حوادث بعد از انتخابات ۸۸ محکوم به حبس شدند شرکت در تجمعات غیرقانونی بود؟

آیا این برادرانی که داعیه ارزشی بودن دارند ، برای تجمعات خود مجوز قانونی داشته اند؟ آنها که خود را پیرو رهبری می دانند ، مگر سخنان اخیر ایشان در حرم مطهر رضوی(ع) را نشنیدند که « همه را توصیه می کنم به این که در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار کنند؛ قانون را مراعات کنند. همه باید قانون را مراعات کنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است.» (منبع: سایت دفتر رهبر معظم انقلاب)

حال درنگی با خود و خدای خود خلوت کنند و از خود بپرسند که تجمع بدون مجوز علیه یک فیلم با مجوز ، قانونی است یا نه؟! این سخن رهبر انقلاب که تجسم انقلاب در قانون است ، دال بر این است که انقلابی بودن ، صرفاً با قانونمدار بودن میسر می شود و نه پیروی از سلیقه ها و منکوب کردن قانون.

۴ – وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان نهاد حاکمیتی متولی امر سینما تا کنون در برابر لغو اکران فیلم در برخی شهرها سکوت کرده و حتی درباره لغو اکران در مشهد نیز آن را تلویحاً مورد حمایت قرار داده است!

این انفعال وزارت ارشاد، نه تنها پاسداشت حاکمیت قانون نیست بلکه اقدامی علیه سینمای ملی است. واقعاً یک فیلمساز و تهیه کننده چه گناهی دارد که سرمایه اش را به جای بورس بازی در ارز و سکه و زمین و مسکن و … در مسیری کاملاً قانونی و شفاف و فرهنگی به کار گرفته و از هفت خوان قوانین با احترام عبور کرده و نهایتاً با هزار خون دل ، فیلم را به اکران رسانده تا سرمایه اش بازگردد ولی یک عده که نه هزینه ای کرده اند و نه قانون را محترم می شمارند ، ناگهان از گرد را ه می رسند که “از این فیلم خوشمان نیامد ، بیاوریدش پایین!”

۵ – طنز تلخ ماجرا این است که در برابر افزایش بی رویه قیمت ها که به فقر و نهایتاً ضعف ایمان مردمان می انجامد(کادالفقر این یکون کفرا*) ، کسی کفن نمی پوشد ، در برابر بی عملی مسوولان در قبال کودکان کاری که معصومیت شان را در سر چهار راه ها از دست می دهند کسی رگ گردن متورم نمی کند که فرزندان ایران دارند از دست می روند ، در برابر کم ارج سازی نهادهایی مانند “خانه ملت” شعاری سر داده نمی شود ، علیه فساد مالی -که ماجرای ۳۰۰۰ میلیارد یکی از وجوهش بود – دم بر نمی آورند ، همه مان داریم در میان آلودگی هوا که منشایی کاملاً مدیریتی دارد خفه می شویم و دریغ از یک تجمع دارای مجوز یا بی مجوز که به دادمان برسید این چه وضعی است؟ و در برابر صدها مورد دیگر که مشکلات اصلی جامعه ما هستند ، خبری از اینان نیست ولی اگر فیلمی کلیشه ای نبود ، فوراً پیدایشان می شود و فلان خبرگزاری و سایت هم که از بیت المال ارتزاق می کنند ، به خدمتشان می شتابند و جمیعاً فریاد وا اسلاما سر می دهند و حال آن که اسلام را در جاهایی دیگر سر می برند و اینان نیز با این رفتارهای فراقانونی خود ، بر چهره اش چنگ می اندازند ، هر چند که خداوند خود ، بهترین نگهدار دین خود است.

منبع: عصر ایران

انتقال محمدعلی ولایتی، زندانی سیاسی اعتصاب کننده غذا، به بهداری اوین mohammad reza chavoshi rad

محمدعلی ولایتی که در پی اعتصاب غذا دچار افت فشار شده بود به بهداری اوین منتقل شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، محمدعلی ولایتی، زندانی سیاسی به دلیل اعتصاب غذا از روز ۲۷ اسفند ماه توسط مسئولان زندان اوین از بند ۳۵۰ این زندان به انفرادی بازداشتگاه ۲۴۰ اوین منتقل شده بود به علت افت فشار ناشی از اعتصاب به بهداری اوین اعزام شد.

انتقال به انفرادی در بندهای امنیتی به تازگی به عنوان تنبیه از سوی مسئولان برای هر فردی که اعتصاب غذا کرده باشداعمال می شود.

این زندانی سیاسی، قبل از آغاز اعتصاب غذای خود در نامه ای خطاب به مسئولان علت این اعتصاب غذای اعتراضی را تعطیل شدن اجرای قانون اعلام کرده و خواستار ملاقات با دادستان کل شده بود.

محمد علی ولایتی معاونت امور استانهای ستاد مردمی مهندس میر حسین موسوی را در انتخابات ۱۳۸۸ بر عهده داشت. او در تاریخ ۸/۱۱/۸۹ یعنی پیش از ۲۲ بهمن دستگیر و دربند ۲۴۰ به مدت ۱۸ روز زندانی و در تاریخ ۳/۱۲ /۸۹ با قید کفالت آزاد شده بود.

ولایتی شهریور ماه سال جاری به دو سال حبس محکوم شده است.

قابل ذکر است ولایتی به مدت سی سال در پست هایی از جمله بخشداری فیروزکوه، معاونت اداری و مالی دانشکده وزارت اطلاعات، و دبیر پشتیبانی دانشگاه شاهد،، معاونت بازرسی وزارت کشور در ۸ سال دولت اصلاحات فعالیت داشت در حال حاضر دبیر اجرایی خانه احزاب و بازرسی آن می باشد.

 

برادر شهید جوادی فر: انتصاب مرتضوی، عیدی دولت به خانواده شهدای کهریزک بود mohammad reza chavoshi rad

در حالیکه خانواده های شهدا و آسیب دیدگان بازداشتگاه کهریزک در انتظار برگزاری دادگاه “علنی” برای رسیدگی به اتهامات آمرین جنایات کهریزک هستند، در روزهای پایانی سال گذشته سعید مرتضوی یکی از آمرین اصلی فجایع کهریزک به مدیرعاملی تامین اجتماعی منصوب شد.

به گزارش جرس بابک جوادی فر برادر امیر جوادی فر در واکنش به انتصاب مرتضوی به این سمت دولتی می گوید: “در گزارشی که در سال ۸۸ مجلس محترم شورای اسلامی تهیه کردند صراحتا اعلام کردند که ایشان مسبب اصلی فاجعه کهریزک هستند و موارد اتهامی ایشان در حدی بوده است که سلب مصونیت قضایی شده و اجازه دادند که تفهیم اتهام شود. به هر صورت با جمیع این جهات که دو قوه از سه قوه نظام مخالف انتصاب مرتضوی بودند، دولت بر انتصاب ایشان پافشاری کرد و در روزهای آخر سال او را به این سمت منصوب نمود. این عمل برای افکار عمومی جای سوال دارد! واقعا جای تاثر و تاسف دارد و این عیدی دولت به خانواده شهدای کهریزک بود…”

امیر جوادی فر یکی از شهدای جنبش سبز است که در روز هجدهم تیر سال ۸۸به علت شکستگی بینی و دست به بیمارستان منتقل شد و بعد از معالجات اولیه از زندان ترخیص شد. اما پس از ترخیص، ماموران امنیتی به خانواده او گفتند که او شاکی خصوصی دارد و به همین جهت پدر امیر او را تحویل ماموران داد.

برادر این شهید ادامه می دهد: “امیر را خودمان به پلیس امنیت تهران تحویل داده بودیم و هر روز به دادگاه انقلاب و اوین مراجعه می کردیم تا یک خبری از او بدست بیاوریم. با توجه به اینکه در خیابان هم آسیب دیده بود تصور ما این بود که با یک قرار کفالت همان ساعت او را به ما تحویل می دهند. اما متاسفانه بعد از چهارده روز سرگردانی در جلوی اوین در حالیکه روز بیست و سوم تیرماه امیر به شهادت رسیده بود، در روز سوم مردادماه به ما اعلام کردند که به پزشک قانونی مراجعه کنیم و جسد را شناسایی کنیم. (یعنی دقیقا ده روز بعد از اینکه فوت شده بود) من خودم رفتم پزشک قانونی و جسد کالبد شکافی شده بود. در گزارش پزشک قانونی منتشر شد و در اختیار ما و وکیل خانواده قرار گرفت که در آن علت مرگ را مجموع صدمات وارده اعلام کردند و این خود گویای همه چیز و علت مرگ امیر است و نیاز به توضیح ندارد.”

پدر و برادر امیر جوادی فر پس از شهادت او تاکنون دست از پیگیری های قضایی خود برای مجازات عاملان و آمرین جنایات کهریزک برنداشته اند و همچنان خواهان برگزاری دادگاه “علنی” و اجرای عدالت هستند.

بابک جوادی فر در این خصوص ادامه می دهد: “پیگیری های قضایی در دو مرحله انجام شده و همچنان هم ادامه دارد. یک قسمت مربوط به پرسنل نظامی بوده است و نتایج آن در رسانه ها منتشر شد و حکم قصاص برای دو نفر از پرسنل نیروی انتظامی و برای چند نفر دیگر حکم شلاق و زندان صادر شد. اما آن بخش مربوط به آمرین قضیه و پرسنل قضایی بود که دستور انتقال بچه ها به کهریزک و لاپوشانی هایی که کرده بودند و گزارش خلاف واقع و مسائلی از این دست، همچنان در جریان است. و آخرین خبری که دارم این است که حدود دو هفته پیش سایت بازتاب نوشته بود که آقای مرتضوی در این خصوص تفهیم اتهام شده است. در هر صورت ما منتظر برگزاری دادگاه “علنی” برای ایشان و دو قاضی دیگر هستیم. می خواهیم طبق قانون با آنها برخورد شود چراکه ما خصومت شخصی با کسی نداریم، اما افکار عمومی منتظر جواب است که چرا در ۱۸ تیر ماه این ۱۳۷ نفر به کهریزک منتقل شدند و اساسا کهریزک زیر نظر چه نهادی بوده و چه اتفاقاتی در آنجا رخ داده است؟”

بابک جوادی فر یادآور می شود: “این سومین عیدی است که امیر در میان ما نیست. جای خالی او در قلب و ذهن ما سبز است. غمی است که کهنه نمی شود. به قول شاملو “تلخ چون غرابه زهریست”. فقدان امیر هم همچون غرابه زهری است که همیشه با ماست.”

او سپس به ویژگی ها و خصوصیات اخلاقی برادرش اشاره کرده و اضافه می کند: “امیر انسان آزاد اندیشی بود که به دنیا خوب نگاه می کرد و خوبی انسانها را دوست داشت. اهل مطالعه و شعر بود. او ترانه می خواند و شعر می نوشت. امیر فعالیت سینما و موسیقی انجام می داد و در حال ساخت فیلم مستندی بود. او فارغ التحصیل بازیگری در موسسه کارنامه بود و بازیگری می کرد و در یک کلام اهل هنر بود و با سیاست دمخور نبود. بخاطر همین هم به این شکل تلخی که از پیش ما رفت، برای ما باورکردنی نیست.

برادر این شهید جنبش سبز در پایان می گوید: “آرزوی شخصی من در این سال جدید این است که انشالله سالی بهتر از سالهای قبل باشد. ما همیشه بر سر سفره هفت سین به همدیگر می گویم صد سال به از این سالها و امیدوارم سالهای که پیش رو داریم سالی سرشار از صلح و مهربانی و دوستی باشد و اتفاقاتی که رخ داده تکرار نشود و از آسیب دیدگان دلجویی شود. این اتفاقات تلخ برای دیگر جوانان این سرزمین تکرار نشود. امیدواریم این تجربه ای شود که حوادث تلخی مانند فجایع بعد از انتخابات و کهریزک اتفاق نیافتد و فضای همدلی و دوستی برای ملت ایران باشد.”

گفتنی است میرحسین موسوی و زهرا رهنورد از رهبران جنبش سبز که هم اکنون در حصر غیرقانونی بسر می برند پس از شهادت وی برای دلجویی به منزل شهید امیر جوادی فر رفته و با خانواده او دیدار کردند. میرحسین موسوی در این دیدار از امیر جوادی فر و سایر شهدای جنبش سبز به عنوان جوانان قهرمان نام برده و گفته بود که این جوانان قهرمان،فرزند همه ملت هستند و انشاء الله خون آن ها پایمال نخواهد شد.

 

نام ۱۷ مقام جمهوری اسلامی مورد تحریم اتحادیه اروپا منتشر شد mohammad reza chavoshi rad

اتحادیه اروپا نام ۱۷ تن از مقام‌های دولتی و قضایی جمهوری اسلامی را که به تازگی به اتهام «نقض فاحش حقوق بشر» در ایران مورد تحریم قرار گرفته بودند، منتشر کرد. در این فهرست نام صادق لاریجانی و عزت‌الله ضرغامی به چشم می‌خورد.
به گزارش رادیو فردا به نقل از خبرگزاری فرانسه، اتحادیه اروپا که روز جمعه با مسدود شدن اموال و ممنوعیت صدور ویزا برای ۱۷ مقام ایرانی موافقت کرده بود، روز شنبه در خبرنامه رسمی خود نام این ۱۷ تن را منتشر کرد.
رضا تقی‌پور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران و عزت‌الله ضرغامی، رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی از جمله افرادی هستند که نامشان در این فهرست جای گرفته است.


خبرنامه اتحادیه اروپا از آقای تقی‌پور به عنوان یکی از مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی یاد کرده است که «مسئولت سانسور و کنترل فعالیت‌های اینترنتی» در ایران را بر عهده دارد.
این خبرنامه همچنین در توضیح دلیل حضور نام عزت‌الله ضرغامی در فهرست ناقضان حقوق بشر در ایران، به نقش صدا و سیمای جمهوری اسلامی در پخش «اعتراف‌های اجباری و دادگاه‌های نمایشی» اشاره کرده است.
صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، دیگر فردی است که نامش در این فهرست به چشم می‌خورد، مقامی که این اتحادیه تأکید کرده است که «امضای احکام اعدامی نظیر سنگسار و همچنین احکامی چون شلاق، قطع عضو و ریختن اسید در چشم متهم» را در کارنامه خود دارد.
فهرست جدید اتحادیه اروپا همچنین دو تن از مقام‌هایی را که به مستقیما تحت فرمان رهبر جمهوری اسلامی هستند، در این فهرست تحریمی خود قرار داده است؛ علی سعیدی، نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در سپاه پاسداران و اصغر میرحجازی، معاون امنیتی-‌سیاسی دفتر آیت‌الله خامنه‌ای.
صولت مرتضوی، معاون سیاسی وزارت کشور، نیز از دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی است که به اتهام «نقش داشتن در محدودسازی آزادی مطبوعات» در ایران نامش در این فهرست جای گرفته است.
لازم به توضیح است که خبرگزاری رویترز به اشتباه نام اصغر میرحجازی را «علی میرحجازی» و نام صولت مرتضوی را نیز نادرست درج کرده است.
با قرار گرفتن نام این ۱۷ تن در فهرست ناقضان حقوق بشر در ایران، شمار این فهرست به ۷۸ تن رسید.
از جمله افرادی که پیشتر نامشان در این فهرست جای داشت می‌تواند به حیدر مصلحی، مصطفی محمد نجار، حسن فیروز‌آبادی، اسماعیل احمدی‌مقدم، سعید مرتضوی و حسین طائب اشاره کرد.
وزرای خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا روز جمعه ضمن افزودن نام ۱۷ تن به این فهرست، تحریم‌ها علیه ۶۱ فردی را که پیشتر نام‌شان در فهرست سیاه این اتحادیه قرار داشت برای یک سال دیگر تمدید کردند.

 

پورمحمدی: رئیس جمهور را هم بگیریم می‌گویند مهم تر از او باید پیدا شود mohammad reza chavoshi rad

 

مصطفی پورمحمدی، رئیس سازمان بازرسی Ú©Ù„ کشور، با رد اتهام مماشات دستگاه قضایی ایران با متهمان پرونده های فساد اقتصادی گفت: “ما هر کسی را هم بگیریم، حتی رئیس‌جمهور مملکت را هم بگیریم، می‌گویید دانه درشت نیست، حتماً پشت سر این دانه درشت‌هایی باید پیدا شود.

آقای پورمحمدی دوشنبه Û· فروردین (Û²Û¶ مارس) در مصاحبه با سایت خبرآنلاین، با اشاره به “هفت ماه Ùˆ نیم” زندان برای برخی متهمان اصلی پرونده “اختلاس Û³ هزار میلیارد تومانی” اظهار داشت: “دانه درشت‌تر از یک آدم با Û³ هزار میلیارد تومان تخلف؟ این آدم فرض کنید دو تا وزیر را هم به کار گرفته [باشد].”

در پرونده این اختلاس Ú©Ù‡ “بزرگ ترین پرونده فساد مالی در ایران” معرفی شده، گروهی از فعالان اقتصادی Ùˆ دست‌اندرکاران سیستم بانکی متهم هستند Ú©Ù‡ با صدور غیرقانونی اسناد اعتباری به ارزش حدود سه هزار میلیارد تومان، به کسب سود نامشروع پرداخته‌اند.

رئیس سازمان بازرسی Ú©Ù„ کشور در بخش دیگری از مصاحبه امروز خود با ذکر اینکه “دولت Ú©Ù„ÛŒ مقاومت می‌کرد برای اینکه اصلاً پرونده مطرح نشود”ØŒ گفت Ú©Ù‡ مقام های دولتی معتقد بوده اند در صورت علنی شدن پرونده اختلاس، “نظام اقتصادی مختل می‌شود” Ùˆ “نظام بانکی Ùˆ پولی کشور آسیب می‌بیند”.

مصطفی پورمحمدی در توضیح ارتباطات متهمان پرونده اختلاس بانکی با مقام های اجرایی تاکید کرد:” اینکه دولت از این گروه حمایت کرده هیچ تردیدی نیست؛ از آقای رئیس‌جمهور، رئیس دفترشان، وزرا Ùˆ بانک‌ها.”

ÙˆÛŒ با این حال افزود: “اما اینکه در فساد‌های اینها Ùˆ تخلفات اینها جزء به جزء همه در جریان هستند؟ نه. دو تا مقوله هست. اینها را باید از هم جدا کرد.”

این مقام قضایی در توضیحی جداگانه راجع به محمودرضا خاوری، مدیر عامل سابق بانک ملی ایران Ùˆ از متهمان پرونده اختلاس گفت: “او خیز برای مقاصد بالاتر داشت، یعنی تلقی ما این بود Ú©Ù‡ به خیلی‌ها امتیاز Ùˆ رانت می‌دهد.”

آقای خاوری پس از آغاز رسیدگی به پرونده تخلفات بانکی، به کانادا رفت و هنوز به ایران بازنگشته است. در آخرین روزهای سال ۱۳۹۰، قاضی این پرونده اعلام کرد که از طریق مراجع رسمی و بین‌المللی، از جمله پلیس بین‌الملل (اینترپل)، برای بازداشت متهمان فراری این پرونده اقدام شده است.

مصطفی پورمحمدی در پاسخ به این سوال Ú©Ù‡ چرا مقامات قضایی، محمودرضا خاوری را قبل از خروج از ایران بازداشت نکرده اند گفت: “مشخص بود تخلفاتی در بانک ملی شده است. مثلاً وزارت اطلاعات می‌دانست Ú©Ù‡ این پرونده مشکلاتی دارد Ùˆ اسم آقای خاوری هم مطرح است… ولی فکر می‌کردند Ú©Ù‡ حالا آقای خاوری رئیس بانک ملی است Ùˆ اگر بنا باشد یک دفعه دستگیر شود، یک شوک بزرگ ایجاد می‌کند، دولت هم حساس بود.”

رئیس سازمان بازرسی Ú©Ù„ کشور همچنین خبر داد Ú©Ù‡ آقای خاوری از قبل “پرونده‌های دیگری” نیز در سازمان بازرسی Ùˆ وزارت اطلاعات داشته است، ولی توضیح بیشتری در مورد این پرونده ها نداد.

جلسات رسیدگی به پرونده اختلاس

در Û²Û· اسفند Û±Û³Û¹Û°ØŒ سومین جلسه رسیدگی به “اختلاس سه هزار میلیارد تومانی” در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی در تهران برگزار شد.

در این جلسه ناصر سراج، قاضی پرونده به نقل اظهارات “متهم اصلی” تخلف بانکی پرداخت Ú©Ù‡ حکایت از آن داشت Ú©Ù‡ “جعبه سیاه این پرونده فراری است.”

او با بیان این Ú©Ù‡ “گفته می‌شود در این پرونده جای متهم اصلی Ùˆ فرعی خالی است”ØŒ تصریح کرد: “دادگاه فقط در محدوده کیفرخواست حد رسیدگی دارد.”

ÙˆÛŒ با این حال بدون توضیح بیشر اضافه کرد: “طبق توضیحات دادستان، این پرونده بیش از Û±Û°Û° متهم دارد Ùˆ احتمالا بعضی از افراد، متهمان را وادار می‌کنند Ú©Ù‡ اعتراف نکنند.”

شش روز پیش از آن، دومین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده‌، با حضور ۳۲ متهم تشکیل جلسه داده بود.

در آن جلسه، متهم ردیف اول پرونده که رسانه‌های ایران نام او را مه‌آفرید امیرخسروی اعلام کرده‌اند، به دلیل انصراف وکیلش نتوانست از خود دفاع کند.

اولین جلسه رسیدگی به اتهامات متهمان این پرونده، Ú©Ù‡ “بزرگ‌ترین پرونده فساد مالی در ایران” خوانده شده است، در بهمن ماه برگزار شده بود.

در کیفرخواست دادستان، چهار فرزند فردی به نام منصور امیرخسروی، به عنوان صاحبان اصلی شرکت سرمایه‌گذاری آریا”ØŒ متهم شدند Ú©Ù‡ از طریق برقراری ارتباط با عوامل اجرایی Ùˆ سیاسی Ùˆ پرداخت رشوه، فعالیت های اقتصادی خود را به شیوه غیرقانونی گسترش داده اند.

جلسه بعدی دادگاه برای رسیدگی به این پرونده قرار است فردا، هشتم فروردین برگزار شود.

جامعه‌ ایران در سراشیبی انحطاط اجتماعی و اخلاقی mohammad reza chavoshi rad

تصویری که امروز رسانه‌های دولتی و شبه دولتی جمهوری اسلامی از جامعه‌ ایران به صورت پراکنده عرضه می کنند- با همه‌ی اصراری که بر سفید نمایی در داخل و سیاه نمایی در خارج کشور دارند- جامعه‌ای است که از هر جهت در سراشیبی و انحطاط است.

کافی است قطعات اطلاعات عرضه شده در رسانه‌های داخلی را در کنار هم قرار دهیم و از نگاه یک پرنده به آن نظری بیفکنیم. ناهنجاری‌هایی که می آید در دیگر جوامع نیز به چشم می خورند اما این ناهنجاری‌ها در ایران سیر صعودی دارند و برنامه و سیاستی نیز برای کاهش آنها به چشم نمی خورد.

فقر و نابرابری
 
 
درسال ۱۳۸۶، ۱۲ میلیون نفر در جامعه زیر خط فقر زندگی می کردند و ۲ میلیون نفر نیز زیر خط فقر خشن بودند. (مهر ۸ اردیبهشت ۱۳۸۶) این رقم در سال ۱۳۸۷ به ۱۴ میلیون نفر رسید. (نوروز، ۴ ژانویه ۲۰۰۹) در سال ۸۰ حدود ۹ میلیون نفر در ایران زیر خط فقر بودند و در طی هفت سال این آمار به ۱۴ میلیون نفر رسید.

حتی بنا به آمارهای مسئولان دولتی در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد Ú©Ù‡ همواره با آمار Ùˆ ارقام بازی Ù…ÛŒ کنند: “‏در ایران یک درصد افراد جامعه زیر خط فقر شدید [گرسنگی] قرار دارند Ùˆ تعداد آنها Û·Û°Û° هزار نفر ‏است. تعداد افرادی Ú©Ù‡ علاوه بر رفع گرسنگی قادر به تامین هزینه مسکن، پوشاک Ùˆ ‏آموزش خود نیز نیستند Ùˆ در واقع زیر خط فقر مطلق زندگی Ù…ÛŒ کنند، هفت میلیون Ùˆ Û¸Û°Û° ‏هزار نفر معادل Û±/Û±Û± درصد جمعیت کشور هستند.” (مدیرکل دفتر فقرزدایی وزارت رفاه Ùˆ تامین اجتماعی، روزآنلاین، دسامبر Û²Û°Û°Û·)
 
 
با توجه به اعلام ۲ میلیون  و حدود هشتصد هزار تا یک میلیون تومان درآمد به عنوان آستانه‌ی گذر از خط فقر و اعلام ۳۹۰ هزار تومان به عنوان پایه‌ی درآمد کارگران در کنار ۳۰ تا ۳۵ درصد نرخ تورم (با توجه به تورم ۲۷ درصدی سال ۱۳۹۰) پیش بینی می شود که میان ۶۰ تا هفتاد درصد از مردم ایران در زیر خط فقر قرار گیرند. با توجه به افزایش ضریب جینی در دوره‌ی احمدی نژاد (از حدود ۰.۴۰ تا ۰.۵۸) شکاف طبقاتی در ایران افزایش یافته است.
 
 
فساد
 
 
فساد اقتصادی و سوء استفاده از قدرت به بخشی جدایی ناپذیر از رفتار و منش مقامات جمهوری اسلامی تبدیل شده است. اختلاس، واگذاری اموال دولتی به خاصان درگاه ولایت، اختصاص طرح‌های بزرگ اقتصادی به نظامیان و امنیتی‌ها، بخشی از این فساد گسترده هستند. کمتر مقامی در جمهوری اسلامی است که در مقطعی از مدیریت خود از قدرت سوء استفاده نکرده باشد با روی کار آوردن قوم و خویش و دوستان تا استفاده از امکانت دولتی برای حمل و نقل اعضای خانواده تا سفرهای بی دلیل به خارج کشور برای گرفتن ارز دولتی و تفریح به هزینه‌ی دولت تا تحصیل در ضمن مدیریت و از گرفتن مقام بدون شایستگی تا درست کردن مدارک قلابی.
 
 
نتیجه‌ی مستقیم فساد کاهش اعتماد عمومی و مسابقه بر سر رسیدن به همه چیز در مدتی کوتاه است. به همین دلیل در سطوح پایین تر نیز با افزایش چک‌های برگشتی از ۳.۵ میلیون در سال ۱۳۸۴ تا حدود شش میلیون در سال ۸۹ مواجه هستیم که فساد اقتصادی را در بطن جامعه گواهی می کند. تعداد چکهای صادره از سال ۱۳۸۵ تا سال ۱۳۸۸ از حدود ۸۰ میلیون به حدود ۴۸ میلیون کاهش یافته است. 
 
 
مواد مخدر
 
 
اعتیاد پیامد و کارکردی بجز بیکاری و فروپاشی خانواده و در پی آن تضعیف پیوندهای اجتماعی و کاهش سرمایه‌ی اجتماعی ندارد. افزایش مصرف مواد مخدر جهت گیری جامعه به سوی سقوط را بیان می کند. مردم ایران در سال ۱۳۹۰ حدود ۱۵ میلیارد دلار هزینه‌ی مستقیم و غیر مستقیم برای مصرف مواد مخدر پرداخت کرده‌اند که تخمین زده می شود تا سال ۱۳۹۳ به ۱۸ میلیارد دلار می رسد. (تابناک، ۱۸ دی ۱۳۹۰) این در حالی است که هزینه‌ی مصرف شیر یا لوازم بهداشتی یا گوشت در ایران به این رقم نمی رسد. بر اساس آمارهای دستگاه های دولی میان دو تا هفت میلیون نفر معتاد در ایران وجود دارد (بر اساس معیارهای مختلف) و اعتیاد حتی به خوابگاه های دانشجویی و کودکان مدارس راهنمایی نیز گسترش یافته است.

 
 
رجوع به پلیس
 
 
  تنها در شهر تهران در عرض یک ماه (آذر ۱۳۹۰) هفت میلیون و ۳۳۳ هزار و ۴۲۸ نفر با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ ارتباط برقرار کرده اند.
 
 
 از کل تماس‌های برقرار شده، دو میلیون و ۷۵۱ هزار و ۶۸۲ مورد منجر به عملیات پلیسی و حضور به موقع مأموران در سر صحنه شده است(معاون عملیات فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، واحد مرکزی خبر، ۱۸ دی ۱۳۹۰).
 
 
این بدین معنی است که به طور متوسط همه‌ی شهروندان تهرانی  (فراخوان و شکایت یک طرفه به پلیس ممکن نیست و حدود ۱۵ میلیون نفر- مورد در این ارجاعات به پلیس درگیر هستند، با فرض ۸.۵ میلیون جمعیت برای تهران یا ۱۲ میلیون برای تهران بزرگ) در طول ماه حداقل یک بار با پلیس تماس می گیرند و از این رقم حداقل در یک سوم شرایط برخوردها در حدی است که پلیس باید مستقیما دخالت کند. این رقم نیز در حال کاهش نبوده بلکه در آذر ۱۳۹۰ در مقایسه با آذر ۱۳۸۹، تعداد تماس‌های عملیاتی هفت درصد و کل تماس‌های برقرار شده یک درصد افزایش یافته است. (همانجا)
 
 
مراجعه به دستگاه قضایی
 
 
تعداد پرونده‌های موجود در قوه‌ی قضاییه همواره رو به افزایش بوده و در سال ۱۳۹۰ به حدود ۱۳ میلیون پرونده (صادق لاریجانی، رئیس قوه‌ی قضاییه، خبر آنلاین، ۱۹ مهر ۱۳۹۰) یا ۱۶ میلیون پرونده (مدیرکل اجتماعی و فرهنگی معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه، خبر آنلاین ۱۴ دی ۱۳۹۰) یعنی یک پرونده به ازای حدود چهار ایرانی بالای ۱۸ سال رسیده است. تنها در سال ۱۳۹۰ پرونده های قضایی ۱۳ درصد افزایش یافته است. (محمدباقر ذوالقدر، معاون قوه‌قضائیه، ایسنا، ۲۳ مهر ۱۳۹۰) این رقم در سال ۱۳۸۱ حدود ۵ میلیون (روزنامه بنیان، ۲۴ فروردین ۱۳۸۱) یعنی حدود یک پرونده به ازای حدود هفت ایرانی بالای ۱۸ سال و در سال ۱۳۸۶ حدود هشت میلیون یعنی یک پرونده به ازای حدود ۶ ایرانی بالای ۱۸ سال بوده است.
 
 
اکثر این پرونده‌ها مربوط می شوند به جرائم مواد مخدر، صدور چک بلا محل، تخلف در ثبت اسناد و املاک، قولنامه‌ها، ثبت شرکت‌ها، مالیات، و امور اقتصادی و امنیتی، نزاع و درگیری. (محمد جعفر منتظری، رئیس دیوان عدالت اداری، مهر ۲۱ آبان ۱۳۹۰) مقامات این قوه همچنین تحت فشار دستگاه‌های امنیتی و تبلیغاتی جرائم تازه‌ای را (مثل آب بازی جوانان در خیابان یا فرستادن فانوس به آسمان) خلق می کنند.
 
 
عدم رعایت قانون
 
 
نگاهی به جرائم در جامعه‌ی ایران بیندازید: وجود ۶۰ هزار خودروی سرقتی در کشور (تابناک، ۱۷  تیر ۱۳۸۷)؛ بازداشت ۵۰هزار سرباز فراری در سال  ۱۳۸۶ (رییس سازمان وظیفه عمومی ناجا، گویا نیوز، ۱ مرداد ۱۳۸۷)
 
 
دستگیر شدن  ۳۸۲ هزار نفر در موضوع سرقت در ۶ ماه اول ۱۳۸۹ (تابناک، ۵ آبان ۱۳۸۹). تنها در تونل توحید تهران، روزانه به صورت میانگین ۶۵۰ خودرو متخلف از طریق دوربین جریمه می‌شوند. (رئیس پلیس راهور تهران، خبرگزاری مهر ۱۸ دی ۱۳۹۰) تنها در آذرماه ۱۳۹۰، ۵۵۹ هزار مورد تخلف برای ورود غیرمجاز به محدوده طرح ترافیک و ۱۹۲ هزار تخلف درعدم استفاده از کمربند و کلاه ایمنی در تهران رخ داده است. (رئیس اجرائیات پلیس راهنمایی و رانندگی کشور، پایگاه خبری پلیس، ۲ اسفند ۱۳۹۰) این بدین معنی است که در تصور شهروندان تهرانی رعایت قانون به نفع آنها نیست و هرکسی تلاش می کند با نقض قانون از دیگران پیشی بگیرد. عدم رعایت قانون است که شهروندان را، چه کسانی که حقوق دیگران را نقض می کنند و چه کسانی که حقوشان نقض شده، به مراکز انتظامی و قضایی می فرستد.
 
 
 
انحطاط اخلاقی
 
 
نصب تندیس تمام قد ذبیح الله بخشی (معروف به حاجی بخشی) در یکی از میدان‌های اصلی شهر کرج با هدف “ترویج فرهنگ ایثار Ùˆ شهادت Ùˆ گرامیداشت مقام شهدا Ùˆ ایثارگران Ùˆ الگوسازی برای نسل جدید Ùˆ نسل‌های آینده” (مهدی ایزدی، مدیر Ú©Ù„ اداره بنیاد شهید Ùˆ امور ایثارگران استان البرز، مهر، Û¹ بهمن Û±Û³Û¹Û°) از نمودهای بارز فروپاشی اخلاقی در جامعه‌ی ایران است.

این تندیس از نگاه مقامات جمهوری اسلامی با این انگیزه نصب Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ “نسل جدید Ùˆ نسل های آینده این مرز Ùˆ بوم باید اهداف، آرمانها Ùˆ شخصیت های فردی Ùˆ اجتماعی اسطوره ها Ùˆ ایثارگران ایران اسلامی را بشناسند Ùˆ آنها را الگوی گفتار Ùˆ کردار خود دهند.” (همانجا) در جامعه‌ای Ú©Ù‡ اسطوره‌های معرفی شده به آن حمله کنندگان به مردم در خیابان‌ها Ùˆ ناسزاگویان Ùˆ قداره بندان باشند جایی برای اصول اخلاقی در حوزه‌ی عمومی باقی نمی ماند.
 
 
وقتی اعضای انصار حزب الله الگوی رفتاری جوانان باشند، آنها هیچ اصل اخلاقی را رعایت نخواهند کرد. بر اساس یک پژوهش انجام گرفته Ú©Ù‡ یافته‌های آن در “همایش ملی آسیب شناسی مسائل جوانان” ارایه شد، Û¶Û° درصد دانشجویان مورد پرسش اظهار داشتند Ú©Ù‡ به روش‌های مختلف تقلب Ù…ÛŒ کنند. (خبر گزاری مهر، Ûµ اردیبهشت Û±Û³Û¸Û·)
 
 
از وجوه دیگر انحطاط اخلاقی در جامعه‌ی ایران شوهر دادن دختران زیر پانزده سال است. در سال ۸۵، ۳۳هزار و ۳۸۳ دختر زیر ۱۵ سال ازدواج کرده‌اند که این رقم در سال ۸۶ به ۳۵هزار و ۹۳۱ مورد، در سال ۸۷ به ۳۷ هزار و ۹۹۶ مورد و در سال گذشته به ۴۳ هزار و ۴۵۹ مورد رسیده است. آمار ازدواج دختران زیر ۱۵ سال در خلال این سال‌ها نسبت به آمار کل ازدواج‌ها افزایش ۴۵ درصدی داشته است. (فرشید یزدانی، عضو انجمن دفاع از حقوق کودکان، ایسنا، ۲۰ اسفند ۱۳۹۰)
 
 
در همین جامعه اندکی آرایش دختران جوان یا بیرون بودن موی آنها از زیر روسری یا تنگی مانتوها به عنوان انحطاط اخلاقی معرفی می شود. نیروی انتظامی برای تحکیم اخلاق در جامعه فروش عروسک‌های باربی را ممنوع می کند و دستور جمع آوری آنها را از مغازه ها می دهد (تابناک، ۲۶ دی ۱۳۹۰) اما خیابان‌های شهرهای بزرگ به محلی برای عرضه‌ی تن فروشانی با سنین پایین تبدیل شده است.

بنا به گزارش ارائه شده در همایش اسلام و آسیب‌های اجتماعی در تهران، ۱۱درصد روسپیان تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند. در دهه ۶۰ و ۷۰ سن روسپیگری بالای ۳۰ سال بود اما در دهه‌ی هشتاد سن روسپیگری به ۱۵ سال و بالاتر رسیده است (آفتاب، ۱۸ تیر ۱۳۸۷).